كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - اقوال
اسْعِط
(چيزى از طريق بينى وارد شود)
باللبن يعنى فى الحولين فهو رضاع. [١]
سند حديث: سند ندارد و مرسله است.
دلالت حديث: روايت با صراحت مىگويد دادن شير از طريق ايجار و از طريق بينى هر دو خوب است و امروزه غذا دادن از طريق بينى مرسوم است و مشكلى ندارد؛ ولى سابق بر اين از طريق بينى مگر چقدر مىتوانستند شير دهند. حدّ اقل شيرى كه بايد به بچّه بدهند بايد ده رضعه كامله باشد (كه ما پانزده رضعه را لازم مىدانيم)، آيا چنين چيزى ممكن است؟ بايد در اينجا بگوييم اين قول موافق با عامّه است كه براى رضاع حدّى قائل نيستند و حدّ اقل شيرى را كه بچّه بخورد كافى مىدانند ابن رشد مىگويد:
امّا مقدار المحرّم من اللبن فانّ قوما قالوا فيه بعدم التحديد [٢].
اين روايت دعائم الاسلام در واقع موافق با مذهب عامّه است و طبق مذهب شيعه قابل قبول نيست.
* الجعفريات بالسند المتقدّم عنه عليه السلام مثله. [٣]
جعفريات سند دارد ولى سند آن قابل قبول نيست و همان اشكالاتى كه روايت دعائم الاسلام داشت اين روايت هم دارد.
طايفه دوم: رواياتى كه مىگويد رضاع با شدِّ عظم و انبات لحم حاصل مىشود.
* ... عن حمّاد بن عثمان، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: يحرم من الرضاع الّا ما انبت اللحم و الدّم. [٤]
* ... عن عبد اللَّه بن سنان قال سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول:
لا يحرم من الرضاع الّا ما انبت اللحم و شدّ العظم. [٥]
* ... عن محمّد بن مسلم، عن ابى جعفر عليه السلام و ابى عبد اللَّه عليه السلام قال:
اذا رضع الغلام من نساءٍ شتّى و كان ذلك عدّة
(ده مرتبه يا پانزده مرتبه حاصل شود)
أو نبت لحمه و دمه عليه
(به خاطر شير)
حَرُمَ عليه بناتهنّ كلهنّ عليه السلام. [٦]
كيفيّت استدلال به احاديث:
معيار مكيدن پستان نيست، بلكه معيار شدّ عظم و انبات لحم است به هرگونهاى كه باشد تفاوت ندارد و در واقع از قبيل عموم علّت است.
اين استدلال را شاذ از شيعه مطرح كردهاند و عامّه هم شبيه اين استدلال را دارند.
جواب: بدون شك مسئله انبات لحم و شدّ عظم تمام العلّة نيست و ممكن است جزء العلّة باشد چون اگر تمام العلّة بود، نبايد حولين و وحدت فحل و ... را شرط بدانيم، پس غاية چيزى كه از اين روايات استفاده مىشود جزء العلة و حكمت بودن است و اين قياس مستنبط العلّة (استنباطات ظنى) است نه منصوص العلّة، پس استدلال به اين روايات صحيح نيست، و روايات ديگر كه گفته است بايد شير از پستان مكيده شود مقدّم است، بنابراين حق با مشهور است.
[الثالث: ان تكون المرضعة حيّة]
١٤ شرايط الرّضاع (الثالث) ..... ٤/ ٧/ ٨٠
الثالث: ان تكون المرضعة حيّة، فلو ماتت فى اثناء الرضاع و اكمل النصاب حال موتها و لو رضعة لم ينشر الحرمة.
سومين شرط از شروط نشر حرمت بواسطه رضاع، زنده بودن زن مرضعه در تمام شير خوردنها (پانزده مرتبه) است، پس اگر بچّهاى چهارده بار در حال حيات و مرتبه پانزدهم در حال ممات از زنى شير بخورد در اين صورت نشر حرمت نمىشود، چون تمام العدد در حال ممات بوده است.
اقوال:
مسأله از نظر فقهاء شيعه اجماعى است.
مرحوم نراقى مىفرمايد:
الشرط الثالث أن تكون المرضعة حيّة. بالاجماع كما عن ظاهر التذكرة و الصيمرى [٧].
صاحب رياض مىفرمايد:
و يعتبر فى النشر حيوة المرضعة وفاقاً (اجماع) كما يظهر من التذكرة و الصيمرى [٨].
صاحب جواهر [٩]، مىفرمايد:
لا خلاف فيهو سپس از كشف اللثام نقل اجماع مىكند.
نتيجه: مسأله اجماعى است و مخالفى هم در مسأله نيست.
اكثريّت اهل سنّت زنده بودن را شرط نمىدانند؛ ولى اقليّتى از آنها حيات را شرط مىدانند.
[١] مستدرك، ج ١٤، ح ٢، باب ٥ از ابواب رضاع.
[٢] بداية المجتهد، ج ٢، ص ٢٩.
[٣] مستدرك، ج ١٤، باب ٥ از ابواب رضاع.
[٤] ج ١٤، ح ١، باب ٣ از ابواب رضاع.
[٥] ح ٢، باب ٣ از ابواب رضاع.
[٦] ح ٣، باب ٣ از ابواب رضاع.
[٧] مستند، ج ١٦، ص ٢٣٦.
[٨] ج ٢، ص ٨٦.
[٩] جواهر، ج ٢٩، ص ٢٦٩.