كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - دليل قول غير مشهور روايت
آيه، قيد غالبى است و گفتهاند چه در حجور باشد و چه نباشد، ربيبه بر انسان حرام است.
* ... عن الحلبى، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: جاء رجل الى امير المؤمنين عليه السلام فقال: يا امير المؤمنين انّ امرأتى حلبت من لبنها فى مَكُوْك
[مَكُّوك] (ظرفى كه در آن شير مىريزند كه بالاى آن باريك و پايين آن گشادتر است و يا پيمانهاى كه به اندازه يك مدّ يا يك صاع گنجايش دارد)
فأسقته جاريتى، فقال: أوجع
(تنبيه كن)
امرأتك و عليك بجاريتك [١]
(جاريهات بر تو حرام نشده است).
سند حديث: سند اين روايت خوب است.
دلالت حديث: روايت دلالت مىكند كه بايد شير از پستان مكيده شود؛ ولى حق اين است كه جاريه دو مشكل داشته است:
اوّلًا: جاريه در حدّ استمتاع بوده و زير دو سال نبوده تا نشر حرمت كند.
ثانياً: شير را نمكيده تا نشر حرمت كند.
ممكن است عدم حرمت مستند به اين باشد كه بالاى دو سال داشته و يا مستند به اين باشد كه از پستان شير نخورده است، پس روايت مجمل است و دلالت بر بحث ما ندارد.
* ... باسناده عن العلا بن رزين، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال: سألته عن الرضاع فقال: لا يحرم من الرضاع الّا ما ارتضع من ثدى واحد سنةً. [٢]
سند حديث: سند شيخ، سند صحيحى است و «علا بن رزين» هم از بزرگان است، پس سند خوب است.
دلالت حديث: همان دو اشكالى كه در روايت اوّل بود در اينجا نيز پيدا مىشود:
١- «ثدى واحد» از قبيل قيد غالبى است و قيد غالبى مفهوم ندارد.
٢- «سنةً» خلاف اجماع است، چون پانزده مرتبه شير خوردن بلااشكال مؤثّر است و يك سال حتماً لازم نيست، و آن توجيهى هم كه براى رفع اشكال در حديث اوّل داشتيم اينجا جارى نيست، چون نمىتوانيم بگوييم بچه زير يك سال باشد، تا نشر حرمت شود.
نكته: يك نوع شيرخوارگى در عصر ما هست كه وقتى پستان مادر نوك ندارد و يا به گونهاى است كه بچّه آن را نمىپسندد، نوعى پستانك به سر پستان نصب مىكنند تا بچّه بمكد؛ كه در اين صورت امتصاص و مباشرتى بين لبهاى بچه با پستان مادر نيست؛ ولى مكيدن واقعاً هست، اينجا صدق رضاع مىكند و عرف به الغاء خصوصيّت آن را مكيدن مىداند.
جمعبندى: ما دليلى از روايات براى اثبات قول مشهور نداريم چون دو روايت سند داشت ولى دلالت نداشت يك روايت هم نه سند داشت و نه دلالت، پس دليل مشهور منحصر است در اصالة الحليّة كه وقتى صدق رضاع نكرد، اصل حليّت است و نشر حرمت نمىشود.
١٣ شرايط الرّضاع (الثانى) ..... ٣/ ٧/ ٨٠
دليل قول غير مشهور: روايت
دليل اين گروه، دو طايفه روايت است.
طايفه اوّل: وُجور در حلق را كافى مىداند:
* محمّد بن على بن الحسين
(صدوق)
قال: قال أبو عبد اللَّه عليه السلام وُجور الصبىّ بمنزلة الرضاع. [٣]
سند حديث: روايت مرسله است و از نظر ما معتبر نيست.
مرسلات را به دو درجه تقسيم مىكنيم، مرسلات خيلى ضعيف و مرسلات قابل ملاحظه، رواياتى كه صدوق يا كلينى مىگويند «قال الصادق عليه السلام» مرسلاتى است كه قابل ملاحظه است، چون معنايش اين است كه حدّ اقل خود صدوق سند را پذيرفته است؛ ولى وقتى «رُوِى» مىگويند، معلوم نيست كه خودشان آن سند را پذيرفته باشند.
دلالت حديث: از نظر دلالت خوب است و ظاهر تنزيل، شمول تمام احكام رضاع است.
ان قلت: چرا امام به جاى «الرضاع»، «بمنزلة الرضاع» فرمودهاند.
قلنا: اين اشكال وارد نيست، چون در ماهيّت مفهوم رضاع مكيدن از پستان هست ولى در اينجا مكيدن نيست، به همين جهت امام بمنزلة الرضاع فرمودهاند.
سلّمناكه سند و دلالت هر دو خوب باشد؛ ولى باز قابل قبول نيست، چون اصحاب و مشهور از آن اعراض كردهاند و بعضى به همين جهت (اعراض مشهور) روايت را حمل بر تقيّه كردهاند، چون عامّه معتقدند به هر نحوى كه بچّه شير بخورد كافى است.
* دعائم الاسلام: عن على عليه السلام، انّه قال: اذا أوجِرَ الصبى أو
[١] ح ١، باب ٧ از ابواب رضاع.
[٢] ح ١٣، باب ٢ از ابواب رضاع.
[٣] ح ٣، باب ٧ از ابواب رضاع.