كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - طايفه اوّل شرطيّت دخول
اذا دخل بالام حرمت عليه سواء كانت فى حجره أو لم تكن فى قول عامة الفقهاء الا انّه روى عن عمر و على عليه السلام (مرحوم كاشف اللثام در كشف اللثام مىفرمايد اين نيز از دروغهايى است كه به على عليه السلام نسبت دادهاند و على عليه السلام هرگز چنين حكمى نفرمودهاند) انّهما رخّصا (اجازه دادهاند) فيها اذا لم تكن فى حجره و هو قول داوود.
ابن قدامه در ذيل كلامش مىگويد:
و إن لم يدخل بالمرأة لم تحرم عليه بناتها فى قول عامّة علماء الأمصار إذا بانت من نكاحه (طلاق دهد) الّا أن يموت قبل الدخول ففيه روايتان (در مسأله دو قول وجود دارد) إحداهما تحرم ابنتها و به قال زيد بن ثابت و هى اختيار ابى بكر لأن الموت اقيم مقام الدخول فى تكميل العدة و الصداق. [١]
اگر غير مدخوله طلاق بگيرد عدّه ندارد ولى اگر شوهر قبل از دخول بميرد عدّه دارد، بنابراين در مورد عدّه، موت جانشين دخول شده است، در مورد مهر هم، چنين است، يعنى اگر غير مدخوله طلاق بگيرد، مهرش نصف است و اگر مدخوله طلاق بگيرد يا غير مدخوله بميرد، مهرش كامل است، پس در دو جا، موت جانشين دخول شده است، در اينجا هم قياس مىكنند و مىگويند اگر غير مدخوله بميرد، دخترش حرام ابدى مىشود، يعنى در مورد حرمت ربيبه، موت جانشين دخول مىشود.
در ادامه ابن قدامه مىگويد كه ما نمىتوانيم نصّ (قرآن) را به خاطر اين قياسِ ضعيف كنار بگذاريم.
مرحوم نراقى مىفرمايد:
المسألة الثّانية: تحرم ايضاً بالوطء اذا كان حلالًا (وطى حلال) بنت الموطوءة امّا بالتزويج فبالاجماع المحقق و الآية و الاخبار المتكثرة. [٢]
اصحاب ما و اكثر علماى عامّه اين مسأله را اجماعى مىدانند ولى بعضى از عامّه در دو قسمت از مسأله اختلاف كردهاند.
١- جايى كه مادر قبل از دخول بميرد
٢- جايى كه در حجر نباشد، يعنى در خانه شوهر پرورش پيدا نكند يا مادر بعد از طلاق گرفتن از اين شوهر ازدواج كند و از او بچّههايى پيدا كند.
ادلّه:
١- آيات:
الف: آيه «وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ» [٣]
دلالت آيه روشن است و حرمت را مشروط به دخول كرده است و از اين نظر صراحت دارد ولى قيد «فِي حُجُورِكُمْ» قيد احترازى است يا غالبى؟
از ناحيه اصحاب ما اجماع قائم است كه اين قيد احترازى نيست بلكه قيد غالبى است.
ان قلت: اين قيد غالبى را براى چه مىآورند؟
قلنا: گاهى قيد غالبى را براى معرّفى موضوع ذكر مىكنند كه اين معرّفى بالاكثريّت است، يعنى در تمام افراد نبوده بلكه در غالب افراد است و شبيه حكمتى است كه در باب تعليل مىگوييم (اين بحث در باب مفهوم وصف در اصول ذكر شده است).
ان قلت: از كجا مىگوييد اين قيد غالبى است؟
قلنا: زنى كه شوهرش مرده و بچه دارد و مىخواهد ازدواج كند غالبا جوان است، چون معمولًا پيرزنها ازدواج نمىكنند و وقتى زن جوان باشد، بچّهاش هم كوچك بوده و در كنار او خواهد بود، پس غالب زنانى كه شوهر مرده هستند يا طلاق گرفتهاند و دو باره ازدواج مىكنند بچّهشان كوچك و غالباً در دامان شوهر دوّم بزرگ مىشود.
نكته: بعضى گفتهاند «ربيبه» در لغت مفهوم عامّى دارد يعنى «كسانى كه تربيت شدهاند» ولى در اينجا وقتى مىگويد «وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ ...» يعنى «دخترِ زنِ انسان» بنابراين قيد در آيه سه خاصيت دارد:
١- قيدِ توضيحى است.
٢- قيدِ تعليلى است.
٣- محدودكننده معنى عامِّ ربيبه است.
١٠٦ ادامه مسئله ٣ ..... ١١/ ٣/ ٨١
٢- روايات:
در اينجا دو طايفه روايت داريم، طايفهاى كه در مورد شرطيّت دخول بحث مىكند، و طايفه ديگر در مورد عدم تفاوت فى حجره و فى غير حجره.
طايفه اوّل: شرطيّت دخول
* ... عن غياث بن كلوب، عن اسحاق بن عمّار، عن جعفر، عن أبيه، انّ عليّاً عليه السلام كان يقول الربائب عليكم حرام من الامّهات اللاتى قد دخل
[١] مغنى، ج ٧، ص ٤٧٣.
[٢] مستند، ج ١٦، ص ٣٣٢.
[٣] آيه ٢٣، سوره نساء.