كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - ٤- دليل صاحب جواهر
نتيجه: فقهاء عامّه و روايات عامّه در اين مسأله غالباً با ما هماهنگى دارند.
١٩ شرايط الرّضاع (الرابع) ..... ١٧/ ٧/ ٨٠
فرع دوّم: اشتراط حولين در مورد ولد مرضعه
آيا حولين در ولد مرضعه معتبر است؟ مرحوم امام مىفرمايد اقوى اين است كه معتبر نيست، بنابراين اگر بعد از دو سال هم اين زن، بچّهاى را كه كمتر از دو سال دارد، شير دهد، نشر حرمت مىكند.
اقوال:
مشهور و معروف اين است كه شرطى در ولد مرضعه نيست.
مرحوم نراقى مىفرمايد:
و الحقّ عدم اعتبار الحولين في ولد المرضعة، فينشر الحرمة لو وقع رضاع بعد حوليه اذا كان قبل حولى المرتضع، وفاقاً للاكثر، بل ادّعى بعضهم عليه الاجماع لعموم ادلّة نشر الحرمة بالرضاع و للاستصحاب خلافاً للمحكي عن الحلبي و ابني حمزة و زهرة، بل عن الاخير الاجماع عليه (اى على الشرطيّة) [١].
مرحوم صاحب جواهر با اينكه هميشه با مشهور است؛ ولى از لابهلاى كلمات ايشان ظاهر مىشود كه به قول دوم (قول شاذ) تمايل پيدا كرده است. [٢]
ادلّه قول مشهور (عدم اشتراط حولين در ولد مرضعه):
١- استصحاب:
وقتى ولد مرضعه كمتر از دو سال داشت، اگر بچّهاى را شير مىداد، نشر حرمت مىشد، حال كه بچه مرضعه دو سالش گذشته است شك مىكنيم كه نشر حرمت مىكند، استصحاب مىكنيم.
جواب: اين استصحاب دو اشكال دارد:
الف: استصحاب در شبهه حكميه است، چون در موضوع خارجى (ولد مرضعه) شك نداريم بلكه شك در حكم الهى داريم، و ما استصحاب را در شبهه حكميّه جارى نمىدانيم.
ب: استصحاب تعليقى است و استصحاب تعليقى باطل است.
به اين معنى كه سابقاً اگر بچّهاى از اين زن شير مىخورد نشر حرمت مىكرد و الان اگر بچهاى از اين زن شير بخورد، شك داريم كه نشر حرمت مىكند يا نه؟
٢- عمومات و اطلاقات:
«أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ»، «أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ،
يحرم من الرضاع ...»
عمومات هيچ يك قيدى ندارد و مقيّد به دو سال و بعد از دو سال نيست. البتّه استدلال وقتى تمام است كه عمومات را در مقام بيان بدانيم؛ ولى اگر در مقام بيان نباشد قول مشهور به مشكل برمىخورد.
ادلّه قول غير مشهور (اشتراط حولين در ولد مرضعه):
١- اصالة الاباحة:
اگر ولدِ مرضعه در دو سال نباشد در نشر حرمت شك داريم، كه در اينجا اصل اباحه است.
جواب: اين دليل خوب است اگر عمومات نشر حرمت به ميدان نيايد چون اگر آنها باشند، نوبت به اصول عمليّه نمىرسد.
٢- احاديثِ «لا رضاع بعد فطام»:
احاديث زيادى داشتيم كه عام بود، هم فطام ولد مرضعه و هم فطام مرتضع را شامل مىشد.
جواب: ظاهر «لا رضاع بعد فطام» اين است كه فاعل هر دو فعل يك نفر است، يعنى بچّهاى كه شير مىخورد (مرتضع)، همان بچّه، فطام داشته باشد، نه اينكه اگر بچّه مرضعه فطام پيدا كند (بعد از حولين) شير خوردن مرتضع تأثير در نشر حرمت نداشته باشد، پس فاعل هر دو فعل يكى است و كارى با ولد مرضعه ندارد.
٣- استنباط ابن بكير:
«ابن بكير» استدلال كرد به اينكه ولد مرضعه نبايد دو سالش تمام شود چون پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است كه «لا رضاع بعد فطام»، پس ابن بكير تصريح دارد به اينكه حولين در ولد مرضعه شرط است. [٣]
جواب: استدلال ابن بكير براى ما حجت نيست، لا سيّما كه دليلش «لا رضاع بعد فطام» است و بيان شد كه ربطى به اين بحث ندارد.
٤- دليل صاحب جواهر:
صاحب جواهر [٤] در اينجا بيانى دارد كه ظاهراً مىخواهد قول دوم را تأييد كند و مىگويد كه اصحاب سراغ «حولى المرتضع» رفتهاند و سراغ حدّ ولد مرضعه نرفتهاند، اگر بگوييم ولد مرضعه حدّى ندارد، تالى فاسد دارد چون در اين صورت اگر ولد مرضعه دهساله هم باشد و مادر هنوز شير داشته و بچّهاى را شير دهد، بايد
[١] مستند، ج ١٦، ص ٢٥٢.
[٢] جواهر، ج ٢٩، ص ٢٩٩.
[٣] ح ٦، باب ٥ از ابواب رضاع.
[٤] جواهر، ج ٢٩، ص ٢٩٩.