كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨ - ١- آيات
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
يحرم على الموطوءة المذكورة اب الواطى (عبارت جواهر از سوى زن به مسأله نگاه مىكند، يعنى حرمت پدر شوهر و ...) و ان على (موطوئه شرط نيست بلكه معقودة هم باشد براى حرمت كافى است) لاب أو أم و اولاده (واطى) و إن سفلوا (نوه، نتيجه، ...) لابن أو بنت تحريماً مؤبّداً نصاً و اجماعاً من المسلمين (عموم مسلمانان) فضلًا عن المؤمنين، (فقهاى اصحاب) بل ربّما ادرجا فى آية حلائل الابناء و آية وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ و ان كنا فى غنية عنه (بىنياز هستيم) بغيره (اى بالاجماع و الروايات). [١]
سؤال: آيا آيه شريفه كه از سوى شوهر به مسأله نگاه مىكند (مانند كلام مستند و متن تحرير) با كلام صاحب جواهر كه از سوى زن به مسأله نگاه مىكند تفاوتى دارد؟
قلنا: خير دو عبارت هستند كه يك مفهوم واحد دارند پس در واقع متن آيه است و اينكه صاحب جواهر مىفرمايد «ادرجا» معنا ندارد همچنين در آيه «لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ» وقتى كه مردى به زنى حرام باشد، معنى آن اين است كه آن زن هم به آن مرد حرام است. پس تصوّر ما اين است كه آيه همين مطلب را مىگويد و در اين مسأله هر دو آيه دلالت دارند و «ربّما ادرجا» كه نشانه شك و ترديد است در اينجا لازم نيست، چون گاهى از جانب زن و گاهى از جانب مرد به مسأله نگاه مىشود و تفاوتى نيست
اللّهم الّا أن يقال: منظور صاحب جواهر هر موطوئهاى باشد (چه با عقد و چه بدون عقد)، در حالى كه آيه معقوده رامى گويد پس كلام صاحب جواهر اعم از مورد آيه است و به اين خاطر «ربّما ادرجا» مىگويد، يعنى به سبب الغاء خصوصيّت، آيه شامل آن معنى وسيع هم بشود.
جمعبندى: مسأله على اجمالها مسلّم و اجماعى و مورد اتفاق مسلمين و همه فقهاء است بلكه از بعضى از روايات استفاده مىشود كه قبل از اسلام هم بوده، چون عبد المطلب جد پيامبر صلى الله عليه و آله، پنج مطلب را سنّت كرد و اسلام هر پنج مورد را امضاء نمود.
* ... عن الرضا عليه السلام عن آبائه عليه السلام فى حديث قال: كان لعبد المطلّب خمس من السنن اجراها اللّه له فى الاسلام
(عبد المطلب مرد پاك و بزرگوارى بود و بحث است كه آيا از اوصياء حضرت عيسى عليه السلام بوده است يا نه؟)
حرّم نساء الآباء على الابناء و سنّ الدية فى القتل مائة من الابل و كان يطوف بالليل سبعة اشواط و وجد كنزاً و اخرج منه الخمس و سمّى زمزم سقاية الحاج. [٢]
پس قبل از اسلام هم اين مسأله بوده، اگر چه عرب جاهلى به اين مسأله اعتنا نمىكرده، و زن پدر را تزويج مىكرد. اسلام اسم آن را فحشاء باطن گذاشته است و فحشاء ظاهر هم زنا است.
ادلّه:
١- آيات
دو آيه از قرآن اين مسأله را بيان مىكند.
وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ ...]
«وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِيلًا» [٣] تزويج نكنيد همسران پدرهايتان را. در اين آيه يكى از محرّمات نسبى ذكر شده است.
«مِنَ النِّساءِ» ممكن است اشاره به اين باشد كه زوجههاى پدر هر تعدادى باشند حراماند. «إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ» در مورد كسانى است كه قبلًا تزويج كرده و استثنا شدهاند.
«إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً» اين كارِ بسيار بدى است، آيه ديگرى آن را تفسير كرده و مىفرمايد: خداوند نهى از فاحشه مىكند «ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» [٤]* گفتهاند كه فحشاء ظاهر زنا و فحشاء باطن ازدواج با زوجه پدر است كه در عصر جاهليّت لااقل در ميان گروهى بوده است.
سؤال: آيا نكاح در آيه به معنى عقد است يا دخول؟
جواب: در قرآن اين كلمه در تمامى موارد به معنى عقد است البتّه بعضى معتقدند كه در يك مورد به معنى دخول است (حتّى تنكح زوجاً غيره) كه در مورد مطلقه ثلاث است. بنابراين اگر در لغت نكاح به معنى دخول باشد، كارى نداريم چون در اصطلاح شرع به معنى عقد است حتّى در مورد آيه مطلقه ثلاث هم، نكاح را به معنى عقد مىگيريم و دخول از خارج دليل دارد.
نتيجه: آيه ٢٢ فقط در مورد نكاح است، بنابراين آيه محدود شد و فقط معقودة را شامل شده و موطوئه را شامل نمىشود، (يعنى وطى به شبهه، تحليل، زنا ... را نمىگيرد) همچنين آيه فقط در مورد آباء است و اجداد را نمىگويد.
ان قلت: آباء به اجداد هم اطلاق مىشود در سوره بقره آيه ١٣٣ هنگامى كه نصيحت يعقوب را به فرزندانش بيان مىكند مىفرمايد:
«إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا
[١] جواهر، ج ٢٩، ص ٣٥٠.
[٢] ح ١١، باب ٢ از ابواب مصاهرة.
[٣] آيه ٢٢، سوره نساء.
[٤] آيه ١٥١، سوره انعام.