كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - دليل انصراف لفظ
نشر حرمت كند، در حالى كه اين از قبيل درّ لبن است و درّ لبن نشر حرمت نمىكند.
دومين اشكال ايشان اين است كه اين مسأله در بين عامّه هم مطرح بوده و آنها هم متعرض نشدهاند و با اينكه مسأله محل ابتلاست و كسى متعرّض آن نشده است، نمىتوان گفت كه اصحاب غفلت كردهاند پس بايد گفت اين حدّ در مورد هر دو (ولد مرضعه و مرتضع) بوده است.
جواب: اوّلًا، خيلى از اصحاب متعرّض آن شدهاند.
ثانياً: اينكه مىفرماييد اين لبن مثل لبن خودجوش مىشود، طبق بيان شما درّ لبن است و لبن فحل نيست و به همين جهت نشر حرمت نمىكند.
نتيجه: اگر عمومات را بپذيريم قول مشهور اقوى است و اگر عمومات را نپذيريم قول غير مشهور اقوى مىشود.
[مسأله ٢ (ما المراد بالحولين)؟]
٢٠ مسأله ٢ (ما المراد بالحولين؟) ..... ١٨/ ٧/ ٨٠
مسألة ٢: المراد بالحولين اربع و عشرون شهراً هلالياً من حين الولادة، و لو وقعت فى اثناء الشهر يكمل من الشهر الخامس و العشرين، ما مضى من الشهر الاوّل على الاظهر، فلو تولّد فى العاشر من شهرٍ تكمل حولاه فى العاشر من الخامس و العشرين.
اقوال:
اين مسأله را جماعتى از اصحاب متعرّض شدهاند: مرحوم شهيد ثانى [١]، مرحوم نراقى [٢]، مرحوم صاحب جواهر [٣]، و صاحب جواهر از ديگران هم نقل كرده است كه اين مسأله را متعرّض شدهاند.
در اين مسأله دو احتمال دادهاند:
١- حولين، بيست و چهار ماه است (٧١٠ روز) و كمبود ماه اوّل از ماه بيست و پنجم محاسبه مىشود، كه غالباً به اين احتمال قائل شدهاند.
٢- حولين را به صورت عددى حساب مىكنند (٧٢٠ روز) يعنى ٢٤ تا سى روز (چون ماه در عرف مردم به معنى سى روز است).
دليل: انصراف لفظ
دليل ما در اين مسأله چيزى جز انصراف لفظ نيست و روايات خاصى نداريم، چون وقتى مىگويند دو سال، يعنى دو سال قمرى و دو سال قمرى را هم به اندازه ٢٤ ماه از روز ولادت حساب مىكنند، و شاهد مسأله اين است كه وقتى بچّه در روز سيزده رجب سال ١٤١٠ متولّد شده گفته مىشود كه روز سيزده رجب سال ١٤٢٠ ده سالش تمام مىشود و كسى عددى حساب نمىكند، و جاى تعجّب است كه بعضى از معاصرين سراغ حساب عددى مىروند و مىگويند حولين انصراف به صورت عددى دارد، بايد از آنها پرسيد آيا شما در حساب سنّ فرزندانتان به صورت عددى حساب مىكنيد؟
مشابه اين مسأله را در ابواب ديگر هم مىتوان استفاده كرد، مثلًا در باب معاملات اگر كسى براى خودش سه ماه خيار شرط قرار داد به همين ترتيب حساب مىشود و يا در باب ديه، بعضى ديات در سه سال پرداخته مىشود و يا در باب طلاق، جايى كه حاكم شرع براى شوهر مفقود اجل تعيين مىكند، در تمام اين موارد سراغ عدد نمىروند. البتّه اعدادى كه در روايات آمده، انصراف به ماه قمرى دارد، اگر چه در عرف، معاملات و قراردادها بر اساس ماه شمسى تنظيم مىشود.
نكته: ماه قمرى از ماه شمسى بهتر است چون ماه شمسى را بدون تقويم نمىتوان حساب كرد؛ ولى ماه قمرى را بدون استفاده از تقويم هم مىتوان فهميد و تقويم در آسمان ديده مىشود و براى همه قابل دسترسى است.
٢١ ادامه مسئله ٢ ..... ٢٢/ ٧/ ٨٠
ان قلت: اگر برنامه چنين است، بايد صوم شهرين متتابعين در كفاره صيام و كفارات ديگر هم به همين صورت محاسبه شود (دو ماه هلالى)؛ در حالى كه عددى حساب كرده و شصت روز مىگويند.
قلنا: اوّلًا، در آنجا هم مسلّم نيست كه عددى باشد و ظاهر كلام شرايع و جواهر در باب كفّاره صوم اين است كه بايد هلالى حساب شود، اگر چه ٥٩ يا ٥٨ روز شود، صاحب جواهر مىفرمايد:
و لا يجوز لمن كان عليه شهران متتابعان أن يصوم شوّالًا مع يومٍ من ذى القعدة و يقتصر على ذلك (يك روزِ شوّال عيد است و بايد دو روز از ذى القعده را روزه بگيرد كه در اين صورت مراد ٣١ روز نيست، چون ممكن است شوّال ٢٩ روز باشد) و كذا الحكم فى
[١] مسالك، ج ٧، ص ٢٣٦.
[٢] مستند، ج ١٦، ص ٢٥٢.
[٣] جواهر، ج ٢٩، ص ٢٩٦.