كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - طايفه سوّم رواياتى كه به طور اطلاق مىگويد شهادت نساء با شرائط قبول است
العذرة و النفساء. [١]
* ... عن عبد اللّه بن بكير، عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: تجوز شهادة النساء فى العذرة، و كل عيب لا يراه الرجل. [٢]
* ... عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: أتى امير المؤمنين عليه السلام بامرأة بكر زعموا انّها زنت، فأمر النساء
(حضرت عليه السلام به زنان امر كردند كه او را معاينه كنند)
فنظرت اليها فقلن هى عذراء
(باكره)
، فقال: ما كنت لأضرب من عليها خاتم
(نشانه)
من اللّه، و كان يجيز شهادة النساء فى مثل هذا
(آيا «مثل هذا» رضاع را هم شامل مىشود). [٣]
* ... عن عبد الرحمن بن ابى عبد اللّه عليه السلام قال: سألته عن المرأة يحضره الموت و ليس عندها الّا امرأة، أ تجوز شهادتها؟
(شهادت اين زن به وصيّت)
أم لا تجوز؟ فقال: تجوز شهادة النساء فى المنفوس و العذرة. [٤]
* ... عن احدهما عليه السلام قال: لا تجوز شهادة النساء فى الهلال، و سألته هل تجوز شهادتهنّ و حدهنّ؟ قال: نعم فى العذرة و النفساء. [٥]
* ... عن محمّد بن مسلم قال: سألته تجوز شهادة النساء و حدهنّ؟ قال: نعم فى العذرة و النفساء. [٦]
* ... عن ابى جعفر عليه السلام قال: قال: تجوز شهادة امرأتين فى استهلال. [٧]
ظاهراً مراد استهلال الصبى است، نه رؤيت هلال ماه، چون:
اوّلًا: به قرينه بعضى از روايات، استهلال هم رديف امور پنهانىِ مرأة مانند عذرة و نفساء قرار داده شده است.
ثانياً: تعبير به استهلال در مورد رؤيت هلال درست نيست چون استهلال به دنبال هلال ماه رفتن است كه شهادت دادن در آن معنى ندارد، بلكه شهادت بايد به رؤيت هلال باشد.
* ... و يجوز فى الاموال، و فى ما لا يطلّع عليه الّا النساء، من النظر الى النساء، و الاستهلال، و النفاس
(براى تمام شدن عدّه)
و الولادة ...
(از اين روايت معلوم مىشود كه نفاس معنايى غير از ولادت و استهلال دارد. چرا كه استهلال را هم رديف نفاس و ولادت قرار داده است). [٨]
اين حديث در واقع سه حديث است كه از امير المؤمنين و امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده است.
و امّا براى الحاق رضاع به اين مواردى كه در روايات ذكر شده است، مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
و الرضاع إن لم يكن اولى من بعضها فهو مثله. [٩]
رضاع از كداميك از موارد ولادت، نفاس، عذره يا عيوب باطنه اولى است؟ رضاع از هيچ يك اولى نيست و مثل آنها هم نيست، چون لازمه آنها رؤيت محل است و فقط در مورد استهلال است كه چون مرد مىتواند با گوش خود بدون ديدن، بشنود مثل رضاع است بلكه رضاع اولى از استهلال است چون رضاع با ديدن است و ديدن اولى بر شنيدن است، بنابراين تمام مصاديق مذكوره در روايات غير از استهلال، اولى از رضاع هستند؛ پس در ميان اين روايات، رواياتى به درد ما مىخورد كه بحث استهلال را به ميان آورده است چون شنيدن صداى بچّه براى رجال ميسّر است و نسبت به نگاه كردن به سينه زن در هنگام شير دادن اخفّ است و وقتى شهادت به استهلال از زنان پذيرفته شود، در مورد رضاع به طريق اولى پذيرفته مىشود.
علاوه بر اين مىتوانيم از روايات استهلال الغاءِ خصوصيّت كرده و بگوييم شامل رضاع هم مىشود كه البتّه اين دليل به قوّت و قدرت دليل اوّل (طايفه اولى) نيست؛ ولى بعيد نيست كه حدّ اقلّ دلالت را داشته باشد.
طايفه سوّم: رواياتى كه به طور اطلاق مىگويد شهادت نساء با شرائط قبول است
و معنايش اين است كه شهادت نساء در همه جا مورد قبول است الّا ما خرج بالدليل.
در اين طايفه بايد از اسناد روايات بحث شود، چون احاديث متضافر نيستند.
* ... عن ابى جعفر عليه السلام قال: تقبل شهادة المرأة و النسوة اذا كنّ مستورات من اهل البيوتات
(خانواده پاكى داشته باشد)
معروفات بالستر و العفاف مطيعات للازواج تاركات للبذى
(بدزبانى و فحّاشى)
و التبرّج الى الرجال فى انديتهم
(جمع نادى به معنى اجتماع يعنى در محلّ اجتماع مردان خود را جمع و جور كرده و با زينت و آرايش نشان ندهند). [١٠]
مجموع اين صفات به معنى عادلات است.
[١] ج ١٨، ح ٨، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٢] ج ١٨، ح ٩، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٣] ج ١٨، ح ١٣، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٤] ج ١٨، ح ١٤، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٥] ج ١٨، ح ١٨، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٦] ج ١٨، ح ١٩، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٧] ج ١٨، ح ٤١، باب ٢٤ از ابواب شهادات.
[٨] مستدرك، ج ١٧، ح ٥، باب ١٩ از ابواب شهادات.
[٩] جواهر، ج ٢٩، ص ٣٤٥.
[١٠] ج ١٨، ح ٢٠، باب ٤١ از ابواب شهادات.