كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - طايفه اوّل رواياتى كه مؤيّد قول مشهور است
فقط ربيبه قيد دارد. در كلام ابن عباس و ديگران تعبيرى هست كه مىگويند:
ابهم اللّه (اى عمّم) هذه الآية.
قائلين به شرطيّت مىگويند كه ما از آيه استفاده شرطيّت مىكنيم و قيد «مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» و لو بعد از ربيبه ذكر شده است ولى اين قيد به هر دو زده مىشود، يعنى هم در مورد ربيبه است و هم در مورد امّ الزوجه.
از اين استدلال سه جواب داده شده است:
١- قيدى كه بعد از جمل متعدّده بيايد به جمله آخر مىخورد، مگر قرينه بر غير اين باشد، چون قدر متيقّن آخرى است و زائد بر آن دليل مىخواهد.
٢- سلّمنا كه قيد به هر دو برگردد؛ ولى اين قيد قابليّت ندارد كه به هر دو بخورد چون در مورد ربيبه خوب است، يعنى ربيبههايى كه «متولّدات من نساء دخلتم بهنّ» باشد؛ ولى در مورد امّ الزّوجه بايد بگوييم امهاتى كه «متولدات من نساء دخلتم بهن» هستند.
امّ الزّوجه كه از زوجه متولّد نشده است، بلكه زوجه از امّ الزّوجه متولّد شده است، در حالى كه در ربيبه به عكس بود و ربيبه متولد از زوجه بود. پس اين قيد با امهات نسائكم تناسب ندارد.
٣- اگر اين قيد را بخواهيم به هر دو بزنيم لازمهاش اين است كه لفظ «مِن» را در دو معنى بكار بريم، يعنى وقتى به ربيبه مىخورد «من» نشويّه است، يعنى منشأ ربيبه از زوجه است و اگر در مورد امهات نسائكم استعمال شود «من» بيانيه مىشود كه لازمهاش استعمال «من» در اكثر از معناى واحد است، و استعمال لفظ در اكثر از معنى واحد جايز نيست.
ان قلت: شما كه استعمال لفظ در اكثر از معنى واحد را جايز مىدانيد، چطور در اينجا ملتزم به آن نيستيد؟
قلنا: ما قائل هستيم كه استعمال لفظ در اكثر از معنى جايز است و زيبايى كلمات و اشعار و خطب به اين است كه استعمال در اكثر از معنى شود؛ ولى قرينه لازم دارد، مانند:
|
المرتمى فى الدّجى و المبتلى بعمى |
و المشتكى ظماء و المبتغى دنيا |