بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٠٥ - شهيدان كربلا
چون هرثمه از جنگ به نزد همسرش جرداء دختر سمير- كه شيعه على عليه السلام بود- باز گشت، به او گفت: آيا تو را از دوستت ابو الحسن شگفتزده نكنم؟ در كربلا كه فرود آمديم، قدرى از خاك آن جا را برداشت و بوييد و گفت: «زهى تو، اى خاك! مردمانى از تو محشور خواهند شد كه بىحسابرسى به بهشت مىروند». مگر او علم غيب دارد؟
همسرش گفت: دست بردار، اى مرد! امير مؤمنان، جز حق نگفته است.
[هرثمه گفت:] زمانى كه عبيد اللَّه بن زياد، لشكرى به سوى حسين بن على و يارانش فرستاد، من نيز در جمع سوارانى بودم كه او گسيل داشت. چون به آن مردمان و حسين و يارانش رسيديم، منزلگاهى را كه على عليه السلام ما را در آن جا فرود آورد و زمينى را كه از خاك آن برداشت، شناختم و آن سخنى را كه گفته بود، به ياد آوردم. پس، از آمدنم ناراحت شدم و سوار بر اسبم نزد حسين رفتم و بر او سلام كردم و آنچه را از پدرش در اين منزلگاه شنيده بودم، برايش باز گفتم.
حسين عليه السلام گفت: «تو با ما هستى، يا بر ضدّ ما؟».
گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! نه با تو هستم و نه بر ضدّ تو. زن و فرزندانم را رها كردهام و آمدهام و از ابن زياد بر آنان مىترسم.
حسين عليه السلام گفت: «پس بگريز و برو تا شاهد كشته شدن ما نباشى؛ زيرا- سوگند به آن كه جان من در دست اوست-، هر مردى كه امروز، شاهد كشته شدن ما باشد و يارىمان نرساند، خداوند، او را در آتش مىافكند».
هرثمه گفت: من از آن سرزمين گريختم تا جايى كه محلّ كشته شدن او از نظرم ناپديد شد.
١٠٥٨ علل الشرائع- به نقل از ميثم تمّار-: اى جَبَله! بدان كه حسين بن على، سالار شهيدان در روز قيامت است و ياران او نيز بر ديگر شهيدان، برترى دارند.