بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٦٥ - ١٦/ ١١ احاديثى در باره دون پايه ترين بهشتيان
چنان است كه [خداوند] به او مىفرمايد: «آرزو كن!» و او آرزو مىكند و آرزو مىكند. پس به او مىفرمايد: «آرزو كردى؟». مىگويد: آرى.
به او مىفرمايد: «آنچه آرزو كردى و مانند آن، از آنِ تو باد».
١٠١٨ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دونپايهترينِ اهل بهشت، كسى است كه خداوند، روى او را از آتش به جانب بهشت گردانيده و درختى سايهدار برايش رويانيده است. پس مىگويد: اى پروردگار! مرا به نزد اين درخت ببر تا در سايهاش باشم. خدا مىفرمايد: «اگر چنين كنم، ممكن است چيز ديگرى از من بخواهى». مىگويد: به عزّتت سوگند كه نمىخواهم.
پس خداوند، او را نزد آن درخت مىبَرَد و [سپس] درخت ديگرى با سايه و ميوه برايش مجسّم مىگردد. او مىگويد: اى پروردگار! مرا به نزد اين درخت ببر تا در سايهاش بيارَمَم و از ميوهاش بخورم. خداوند مىفرمايد: «اگر آن را به تو بدهم، ممكن است چيز ديگرى از من بخواهى!». مىگويد: به عزّتت سوگند كه نمىخواهم. پس خداوند، او را به نزد آن درخت مىبرد. باز درخت ديگرى با سايه و ميوه و آب برايش نمايان مىشود. او مىگويد: اى پروردگار! مرا به نزد آن درخت ببر تا در سايهاش باشم و از ميوهاش بخورم و از آبش بنوشم.
خداوند مىفرمايد: «اگر چنين كنم، شايد چيز ديگرى از من بخواهى!».
مىگويد: نه، به عزّتت سوگند كه چيز ديگرى از تو نمىخواهم.
پس خداوند، او را به نزد آن مىبرد. در اين هنگام، درِ بهشت براى او نمايان مىشود.
مىگويد: اى پروردگار! مرا به درِ بهشت ببر تا زير سر درِ بهشت باشم و به اهل آن بنگرم.
خداوند، او را به آن جا مىبرد و او اهل بهشت و آنچه را در آن است، مىبيند و مىگويد:
اى پروردگار! مرا وارد بهشت گردان.
خداوند، او را وارد بهشت مىكند.
چون وارد بهشت شد، مىگويد: اين، مال من!
خداوند عز و جل به او مىفرمايد: «آرزو كن» و خود، به او يادآورى مىكند كه: «از فلان چيز و فلان چيز بخواه»، تا اين كه چون آرزوهايش تمام شد، خداى عز و جل مىفرمايد: «اينها و ده برابر اينها، مالِ تو باشد».
سپس وارد بهشت مىشود و دو همسرش از حور العين به نزدش مىروند و به او مىگويند: ستايش، خداى را كه تو را براى ما و ما را براى تو، زنده نگه داشت.
او مىگويد: نعمتى كه به من داده شده، به هيچ كس داده نشده است.