بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ٤/ ٢٨ هر آنچه دل بخواهد و ديده از آن لذت ببرد، در بهشت هست
گوشتى كه دلخواه آنهاست، آنان را مدد مىكنيم. در آن جا، جامى از دست هم مىربايند كه در آن، نه زيادهگويى است و نه گناه. و براى [خدمتكارى] آنان، پسرانى هستند كه بر گردشان مىگردند. گويا آنها مرواريدىاند كه [در صدف،] نهفته است».
«و [خداوند] به پاس آن كه صبر كردند، بهشت و پرنيان را به آنان پاداش داد. در آن [بهشت]، بر تختها تكيه مىزنند. در آن، نه آفتابى مىبينند و نه سرمايى، و سايهها به آنان نزديك است و ميوههايش [براى چيدن]، رام، و ظروف سيمين و جامهاى بلورين، بر گِرد آنان گردانده مىشود؛ جامهايى از سيم كه آنها را درست به اندازه از كار در آوردهاند. و در آن جا از جامى كه آميزه زنجبيل دارد، به آنان مىنوشانند، از چشمهاى در آن جا كه سلسبيل ناميده مىشود. و بر گرد آنان، پسرانى جاودانى مىگردند. چون آنها را ببينى، گويى كه مرواريدهايى پراكندهاند و چون بِدان جا بنگرى، نعمتى و سلطنتى بزرگ مىبينى. در بَر آنان (بهشتيان)، جامههاى ابريشمى سبز و ديبايى ستبر است و پيرايه آنان، دستبندهاى سيمين است و پروردگارشان بادهاى پاك كننده به آنان مىنوشاند. اين [پاداش]، براى شماست و كوشش شما مقبول افتاده است».
«در آن روز، چهرههايى شاداباند. از كوشش خود، خشنودند. در بهشت بريناند. سخن بيهودهاى در آن جا نمىشنوند. در آن، چشمهاى روان است. تختهايى بلند در آن جاست، و قدحهايى نهادهشده، و بالشهايى پهلوى هم چيده، و فرشهايى [زربفت] گسترده».
«پس برخىشان به برخى روى مىكنند و از همديگر پرس و جو مىنمايند. گويندهاى از آنان، مىگويد: «راستى، من [در دنيا] همنشينى داشتم كه مىگفت: آيا تو واقعاً از باور دارندگانى؟ آيا وقتى مُرديم و خاك و [مشتى] استخوان شديم، آيا واقعاً جزا مىيابيم؟ مىپرسد: «آيا شما اطّلاع داريد [كجاست]؟». پس اطّلاع مىيابد و او را در ميان آتش مىبيند و مىگويد: «به خدا سوگند، چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى و اگر رحمت پروردگارم نبود، هر آينه من نيز از احضار شدگان بودم. آيا ديگر روى مرگ را نمىبينيم، جز همان مرگ نخستين خود؟ و ما هرگز عذاب نخواهيم شد؟ راستى كه اين، همان كاميابى بزرگ است». براى چنين پاداشى، كوشندگان بايد بكوشند».
حديث
٢٥٩ سنن الترمذى- به نقل از سليمان بن يزيد، از پدرش-: مردى از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال