بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥ - ٤/ ١١ سايه هاى بهشت
سخنم را بشنو و فرمانم را اطاعت كن. اى پسر آن باكره پاكدامن! من تو را بدون پدر آفريدم و تو و مادرت را نشانهاى [از قدرت خويش] براى جهانيان قرار دادم. پس فقط مرا بندگى كن و بر من توكّل نماى و كتاب را با قدرت بگير».
عيسى عليه السلام گفت: اى پروردگار من! كدام كتاب را با قدرت بگيرم؟ فرمود:
«كتاب انجيل را با نيرو بگير و آن را براى سريانيان، بيان كن و آنان را آگاه گردان كه منم خداى يگانه و معبودى جز من نيست، زنده پايدارم و نوآفرين و پايندهاى هستم كه هرگز از ميان نمىرود.
پس [به آنان بگو:] به خدا و فرستاده او، پيامبرى كه در آخرزمان مىآيد، ايمان آوريد و او را تصديق كنيد و از او پيروى نماييد؛ از همان صاحب اشتر و زره و چوبدستى و تاج، درشتچشمِ ابرو پيوسته، صاحب كسا؛ همو كه نسلش از بانويى خجسته است» يعنى خديجه.
[و افزود:] «اى عيسى! براى او خانهاى است از مرواريد آبدارِ پيوند خورده به طلا، كه در آن، هيچ گزند و رنجى نمىرسد، و يك دختر دارد» يعنى فاطمه عليها السلام «و براى آن دختر، دو پسر است كه هر دو به شهادت مىرسند» يعنى حسن و حسين عليهما السلام. «طوبا، از آنِ كسى كه سخن او را بشنود و زمانش را دريابد و در روزگار او به سر برد!».
عيسى عليه السلام گفت: پروردگارا! طوبا چيست؟
فرمود: «درختى است در بهشت كه من با دستان خويش، آن را كاشتهام و فرشتگانم را در آن، سُكنا دادهام. ريشهاش از رضوان است و آبش از [چشمه] تسنيم».
٤/ ١١: سايههاى بهشت
قرآن
«در آن روز [قيامت]، اهل بهشت، كار و بارى خوش در پيش دارند. آنها با همسرانشان در زير سايهها بر تختها تكيه مىزنند. در آن جا براى آنها [هر گونه] ميوه و هر چه دلشان