إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٥ - اخبار غيبيه آن سرور
از شيعيان و دوستان تو هستم حضرت فرمود: تو كيستى؟ عرض كرد:
من حبيب بن جمّازم، حضرت فرمود: بپرهيز از اينكه آن پرچم را بردارى با آن پرچم از اين در وارد شوى با دست بطرف باب الفيل اشاره كرد، چون امير المؤمنين ٧ درگذشت و بعد از او فرزندش حسن در گذشت نوبت بحسين بن على ٧ رسيد پسر زياد عمر بن سعد را بسوى حسين بن على ٧ فرستاد و خالد بن عرفطه را پيشاپيش سپاه فرستاد و پرچم را بدست حبيب بن جمّاز داد با آن پرچم راه افتاد و از باب الفيل وارد مسجد شد.
و نيز از غيبگوئيهاى آن حضرت است خبر دادن از كشته شدن خود كه فرمود: همانا رنگين شود محاسنم از خون سرم.
و نيز از غيب گوئىهاى اوست خبر دادن از آيندهى ميثم تمار كه بدار آويزان شود و كشته شدن او كه دهمين نفر از آن ده نفر بود كه بدار آويخته شدند بر در خانهى عمرو بن حريث، حضرت درخت خرمائى را كه ميثم تمار بر شاخهى آن بدار آويخته شد نشان داد.
ميثم مىآمد و در كنار آن درخت نماز ميخواند و بعمرو بن حريث ميگفت: همانا من همسايهى تو خواهم بود پس نيكو همسايهدارى كن سپس پسر زياد او را بدار زد و حربهاى بر او زد.
و نيز از غيبگوئيهاى آن حضرت است كه خبر داد بيارانش هنگامى كه معاويه در جنگ صفين دستور داد كه قرآنها را بر فراز نيزه بلند كنند فرمود همانا اينان عقيدهاى به قرآن ندارند، بترسيد از خدا و از راه و روش خود پيروى كنيد اگر فريب اينان را خورديد راههاى شما پراكنده خواهد شد روزى پشيمان شويد كه در آن وقت پشيمانى