إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٠٥ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
شده مىبينيم، آرى روش جانشينان پس از پيامبران چنين است آيا از پيامبر پيمانى در پيش تو هست.
علىّ ٧ فرمود آرى بخدا سوگند پيمانى از رسول خدا پيش من هست از آنچه كه ايشان بسوى او رفتهاند و اما عمل نكردند، چطور امر امّت پيامبر بر من پوشيده مىباشد در صورتى كه نسبت من به پيامبر همان نسبت هارونست بموسى، منزلت و مقام شمعونست نسبت بعيسى.
آيا نميدانيد كه همانا وصى حضرت عيسى شمعون بن حمون صفا پسر خاله عيسى بود كه در باره او امت عيسى اختلاف كردهاند و چهار دسته شدند باز چهار دسته بهفتاد و دو گروه رسيدند كه تمام آنان در هلاكت و تباهى بودند جز يك دستهى از آنان و هم چنين امّت موسى گروه گروه شدند تا هفتاد و يك فرقه شدند تمام آنان در هلاكت و تباهى باشند بجز يك دسته از آنان.
همانا پيمان محمّد رسول خداست بسوى من كه امت او هفتاد و سه گروه مىشوند كه سيزده فرقهى آنان ادعاى دوستى ما را مىكنند تمام آنها در هلاكت و نابوديند مگر يك فرقهى از آنان و همانا من حجتى از پروردگار دارم، همانا من ميدانم سرانجام مردم چه مىشود و براى ايشان مدت كمى است زيرا كه خداى عزّ و جل مىفرمايد: «وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ»[١] و همانا صبر كردم من برايشان اندكى براى آنچه كه بدو
[١] انبياء ١١١ و نميدانم شايد آن فتنه باشد براى شما و كام يافتن تا وقت معين.