إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٩ - دلائل امامت امير المؤمنين
حال ركوع شده و اين صفت براى همه ميسر نيست پس معلوم است مراد گروه معين باشد نه همه پس درين هنگام آن دهندهى زكاة على باشد و بس زيرا هر كس قائل است كه آيه همگانى نيست معتقد است دهندهى زكاة در حال ركوع على ٧ است اگر گفته شود مراد غير على است خرق اجماع است زيرا اجماع نظرشان در آيه به على ٧ است اما بنا بقول كسانى كه ميگويند آيه عموميت دارد و همگانى است باز داخل بودن على در آيه آشكار است زيرا كه على ٧ بزرگ آنانست.
و از جمله دلائل نيز خبر مشهور غدير است كه بزودى داستانش بنظر خوانندگان خواهد رسيد و از جمله دلائل قول و گفتهى خداى تعالى است «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[١] اولى الامر درينجا تمام مردم نيست اگر چنين باشد اطاعتكننده و فرماندهنده هر دو يكى مىشود بنا بر اين پس آيه عموميت ندارد مراد آيه بعضى است كه آن بعض معصوم و پاكدامن است زيرا كه محال است برترى دادن بدون اينكه برترى داشته باشد. معصوم و پاكدامنى هم جز على در اينجا نيست پس مراد از اولى الامر و رهبر در اين جا على است.
و از عجائب اين است كه على ٧ در زمان پيامبر هميشه امير و زمامدار و جانشين او بوده پيامبر على را زمامدار مدينه قرار داد، در يمن او را فرستاد، پرچم را در تمام جنگها باو داد در هر لشكرى كه
[١] اطاعت خدا و رسول و صاحب اختيار از خود نمائيد.