إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٦ - جنگ چهارم پيكار خيبر
بزرگوار بوده ولى اگر اشكم براى او جارى شود خشك نميگردد برادرم با قهرمانان جنگيد و با همآوردان پيكار داد ولى مرگش بدست قومش بوده بعد اين اشعار را سرود:
|
١- لو كان قاتل عمرو غير قاتله |
لكنت ابكى عليه دائم الابد[١] |
|
|
٢- لكن قاتله من لا نظير له |
و كان يدعى قديما بيضة البلد[٢] |
|
جنگ چهارم پيكار خيبر
فتح درين جنگ هم بوسيلهى امير المؤمنين ٧ بود زيرا كه پيامبر يهوديان را در تنگناى محاصره مدت بيست شب و اندى در خيبر قرار داد در بعضى از روزها در خيبر را باز كردند خندق كنده بودند براى حفظ جانشان مرحب از درون قلعه بيرون آمد با همراهانش مهيّاى جنگ شدند پيامبر ابى بكر را جلو خواند پرچم را بدست او داد با گروهى از مسلمانان و مهاجران سپس او از ميدان نبرد فرار كرد چون روز ديگر شد پرچم را بدست عمر داد اندكى با آن پرچم حركت كرد بعد رو بفرار نهاد.
سپس پيامبر فرمود: على را بياوريد بعرض رساندند كه چشم او درد ميكند فرمود پرچم را بدست كسى بدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد خدا و رسول هم او را دوست دارند و رو آوردهى به جنگ
[١] اگر قاتل غير از على بود من هميشه براى او گريه ميكردم.
[٢] لكن قاتلش مرديست كه مانند ندارد از قديم او را مردم شهرهى شهر ميخواندند.