إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٤ - جنگ سوم غزوه احزاب است
كرد و ضربتى فرود آورد شمشير به سپر على جايگزين شد على نيز ضربتى بر او زد.
جابر انصارى رحمة اللَّه عليه گفته سپس دور همديگر چرخيدند مدتى گرد و غبار فرا گرفت كه نه آن دو را ميديديم و نه آوازشان بگوش ما ميرسيد ناگاه صداى اللَّه اكبرى شنيديم دانستيم كه على ٧ عمرو را كشته پيامبر تا صداى على را شنيد شادمانى بزرگى او را فرا گرفت او هم تكبير گفت و براى خداى تعالى سجدهى شكر بجاى آورد گرد و غبار يكسو شد و ياران عمرو از خندق گذشتند عكرمة بن ابو جهل با مشركان روى بفرار نهادند چنان بودند كه خداى سبحان فرموده: «وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً»[١] چون على ٧ عمرو را كشت سرش را جدا كرد و رو بسوى پيامبر آورد صورتش مانند ماه يكشبه انگشت نما بود سر عمرو را در برابر پيامبر افكند پيامبر سر و صورت على را بوسيد بزرگان از ياران و صحابهى پيامبر بلند شدند و پاى على را بوسيدند عمر بن خطاب بآن حضرت عرضكرد چرا زره او را نگرفتى كسى در عرب زرهى مانند آن ندارد حضرت فرمود: من شرم كردم كه او را برهنه كنم ابن مسعود اين آيه را ميخواند «وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً»[٢] او گويد كه اين كارزارى كه مؤمنان را كفايت كرد
[١] احزاب ٢٥ و برگردانيد خدا آنان را كه كافر شدند با خشم خورد نشان كه خيرى نيافتند.
[٢] احزاب ٢٥ خداوند كفايت كرد مؤمنان را از كارزار و خدا بر همه چيز توانا باشد