إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٩ - مباهات اسرافيل و جبرائيل به دوستى على
شوهرش و فرزندانش قرار ميدهم.
سلمان گفت سپس عباس بيرونشد امير المؤمنين را ديدار كرد آن حضرت را بسينه چسبانيد و پيشانيش را بوسيد و گفت پدرم فداى عترت مصطفى از اهل بيتى كه چقدر پيش خدا گرامى هستيد.
[مباهات اسرافيل و جبرائيل به دوستى على ٧]
ابو ذر گفت شنيدم كه رسول خدا فرمود: كه اسرافيل بر جبرئيل افتخار و مباهات ميكرد جبرئيل پرسيد چرا تو از من بهترى؟ گفت من صاحب هشت فرشتهاى هستم كه عرش خدا را حمل ميكنند من صاحب نفخهى صورم، من نزديكترين فرشتگان بخداى عز و جل هستم سپس جبرئيل گفت من از تو بهترم اسرافيل پرسيد بچه دليل؟ گفت زيرا كه من امين خدايم در وحى، من رسول خدايم بسوى پيامبران من صاحب خسوف و كسوف باشم، خداوند هيچ امتى را نابود نكرد مگر بدست تواناى من.
مرافعه را بخداى عز و جل عرضكردند خطاب رسيد شما ساكت باشيد بعزت و جلالم من كسى را آفريدم كه از هر دوى شما برتر است عرضكردند پروردگارا آيا آفريدهاى كسى را كه از ما بهتر باشد! و حال اينكه ما از نور خداى عز و جل آفريدهشدهايم خداى تبارك و تعالى فرمود آرى اشاره كرد بسوى قدرت كه پرده بردار پرده برداشته شد ناگاه ديدند بر ساق عرش طرف راست نوشته شد
لا اله الا اللَّه، محمّد رسول اللَّه، على و فاطمه و الحسن و الحسين :
دوستان خدا.
جبرئيل عرضكرد پروردگارا همانا من خواهش مىكنم بحق اينها كه مرا خادم اينان قرار دهى خداى تبارك و تعالى فرمود: انجام دادم پس جبرئيل از اهل بيت است و او خادم ماست.