إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٧ - باب - در داوريهاى شگفتانگيز و اجراء حدود
بار إلها من بنده و فرزند بندهى تو هستم و پسر كنيز تو ميباشم گنهكار و خطاكار چنين و چنان گناهى را انجام دادم اكنون بدر خانهى حجت تو آمدهام به پيش خليفه تو در بلاد تو آمدهام براى او پرده از روى جنايتم برداشتم.
او سه مجازات و كيفر را براى من پيشنهاد كرد و مرا مختار بين آنها كرده كشتن به شمشير، خراب كردن ديوار، سوختن بآتش من پرسيدم كداميك سختتر است فرمود سوختن مشكلتر است بار إلاها من سوختن را انتخاب كردم پس درود بر محمّد و آلش بفرست و اين سوختن را قرار ده براى من سبب خالص شدن از دوزخ.
امير المؤمنين گريه كرد بعد توجهى بيارانش كرد فرمود هر كس دوست دارد نگاه شود بمردى از اهل بهشت پس باين مرد نگاه كند بعد فرمود: بلند شو اى مرد خدا گناه ترا آمرزيد و حدّ را از تو برداشت يارانش عرضكردند اى امير المؤمنين سپاسگزارى كنى خدا را در مقابل اينكه اقامهى حدّ نشده سپس فرمود حدّى كه بر اوست براى خداى سبحان آن حدّ بعهدهى امام است كه اگر بخواهد حدّ ميزند و گر نه او را مىبخشد.
روايت به سلمان فارسى ميرسد كه گفت در محضر رسول گرامى نشسته بودم ناگاه عباس بن عبد المطلب بر او وارد شد و سلام كرد پيامبر جواب سلامش را داد و او را مرحبا گفت سپس عباس عرضكرد اى رسول خدا چرا عليّ بن ابى طالب بر ما اهل بيت برترى دارد با اينكه سرچشمه يكيست سلمان گفت پيامبر گرامى بعباس فرمود: هم اكنون ترا خبر دهم اى عمو.