إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٢ - پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى
مردم جاهل هم اين سخن را از او پذيرفتند و بحرف او راضى شدند و حال اينكه مردم ميدانستند كه رسول خدا فرمانداد به سلمان و عمار و ابى ذر كه تيمم بدل از غسل كنند براى جنابت هنگام اين دستور خدمت پيامبر حاضر بودند آنان و غير ايشان پس از ايشان نپذيرفتند.
و شگفت آور اين است هنگامى كه سخن در باره جد مختلف شد بدون علم از روى بيراهه و ستم و نادانى ادعا كرد و آنچه را كه نميدانست خبرش را از طرف خدا و نيز ادعا كرد كه رسول خدا در بارهى جد چيزى را حكم نفرموده و آزاد نگذاشت هيچ كس را بجد ميراث دهد بعد مردم با همين راى باو بيعت كردند و او را تصديق نمودند و مادران اولاد را آزاد كردند[١] مردم سخن او را گرفتند و فرمان خداى تبارك و تعالى و رسول خدا را واگذاشتند.
و عجب كارى كه نسبت بنصر بن حجاج و خدعه پسر سليمان و ابن زيد انجام داد و تماشاتر اينست كه چون عبدى پيش او آمد سپس گفت من زنم را طلاق دادم در حالتى كه غائب بودم خبر طلاق باو رسيده بعد در حال عده باو رجوع كردم بوى نامه نوشتهام نامهى من باو نرسيده اتفاقا او ازدواج كرده در جواب نوشت اگر آن كسى كه زن ترا گرفته باو دخول كرده كه زنش ميباشد و گر نه او زن تو ميباشد.
اين فتوى را داد و منهم حاضر بودم نه از من پرسيد و نه با من مشورت كرد بواسطه بىنيازى بنادانى خودش سپس اراده كردم او را ازين فتوى منع كنم باكى نداشتم كه خداى تعالى او را رسوا كند بعد
[١] مراد كنيزان ام ولد باشند- مترجم