إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٥٤ - پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى
آنها گروه سامرهايست كه ميگويند جنگ نيست و حال اينكه دروغ ميگويند مسلم خدا فرمانداده است بجنگ سركشان در كتابش و سنت پيامبرش و مانند گروه سامره است مارقه.
پسر قيس در حالى كه از گفتار حضرت خشمگين بود گفت اى پسر ابى طالب چه چيز منع كرد ترا هنگامى كه مردم بفلانى و فلانى بيعت كردند گردنشان را نزدى سپس پاسخ داد بچيزى كه شبيه همين كلام يا خود آن كلام بود مراجعهى بكتاب فتن كن تا از حقيقت مطلب آگاه شوى در اين عبارت.
اشعث عرضكرد اى امير المؤمنين چرا شمشير نكشيدى كه حقت را بگيرى تو هيچ سخنرانى نكردى مگر اينكه در آن سخنرانى فرمودى كه همانا من سزاوارترين مردم بمردم هستم و هميشه ستمديده بودم از زمانى كه رسول خدا در گذشته چه مانع داشتى كه در مقابل حقت با شمشير بجنگى.
على ٧ فرمود بتو گفتم اى پسر قيس بشنو از اين كار نه جبن و نه كراهت خداى تعالى مانع شد و همانا من داناتر نميباشم كه آنچه در پيشگاه خداى تعالى است بهتر است براى من در دنيا و بجا ماندن آن بلكه مانع من از اين كار رسول خدا و نهى آن حضرت و پيمان او است مرا.
همانا رسول خدا بمن خبر داد كه امت بعد از او با من چه ميكنند و من هنگامى كه بچشم ديدم از رسول خدا داناتر بآن نيستم و شدت يقينم از او پيش از حادثه بيشتر نيست بلكه من ميگويم يقين رسول خدا بالاتر است از يقين من بآنچه را كه بديدگانم ديدم و حاضر بودم عرضكردم اى رسول خدا آنگاه كه اين حوادث اتفاق افتاد وظيفه من چيست؟ فرمود