إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣١٧ - سلوني قبل أن تفقدوني
به سخن آيد و گويد على راست ميگويد و دروغ در او راه ندارد.
همانا فتوى دهم شما را بآنچه كه خدا در بارهى من فرو فرستاد و اگر نبود يك آيه در كتاب خدا همانا خبر ميدادم شما را بآنچه كه ميباشد و بآنچه كه خواهد آمد تا روز قيامت و آن آيه اين است يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ.
بعد فرمود بپرسيد از من پيش از آنكه مرا از دست دهيد بآن خدائى كه دانه را مىشكافد و مردم را مىآفريند اگر از آيه آيهى قرآن بپرسيد كه در شب فرود آمده يا روز، در مكه نازل شده يا مدينه در سفر يا در حضر نازل شده. ناسخ و منسوخ محكم و متشابه، تاويل و تنزيل آن آيات را ميدانم و شما را خبر ميدهم.
سپس مرديكه او را ذعلب ميگفتند او مردى بود ربانى فصيح و بيانى بليغ داشت در سخنرانى، مردى شجاع دل بود بلند شد و گفت پسر ابى طالب ادعاى بزرگى كرد همانا او را امروز بوسيله پرسشى كه از او نمايم او را شرمنده كنم سپس گفت اى امير المؤمنين آيا پروردگارت را ديدهاى حضرت فرمود: واى بر تو اى ذعلب همانا پروردگارى را كه نه بينم پرستش نمىكنم پرسيد چطورى او را ديدهاى؟ خدايت را براى ما تعريف كن.
حضرت فرمود: واى بر تو، ديدگان او را با نگاه كردن نمىبيند ولى دلها با حقيقتهاى ايمان در مىيابند، واى بر تو اى ذعلب همانا پروردگار من بدورى و نزديك، بحركت و سكون و ايستادن و نشستن تعريف نميشود كه گفته شود بلند شد و نيز برفتن و آمدن تعريف نميشود، لطيف است اما بلطافت شناخته نميشود بزرگ است اما به خشنى و درشتى