إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٦٦ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
بخانههايشان در مدينه برگشتند همه ميگفتند رسول خدا كشته شد، يارانش كشته شدند بعد خدا بصورت مشركان زد و شكست خوردند و در برابر رسول خدا هفتاد زخم و اندى بر بدنم وارد شد كه از آن جمله زخمها اين است و بعد عباى مباركش را انداخت زخمها را نشان داد در آن روز براى من از طرف خدا ثواب و پاداش فراوانى بود بعد متوجه يارانش گرديد و فرمود: آيا چنين نبود؟ عرضكردند آرى يا امير المؤمنين.
و اما پنجم اى برادر يهودى همانا قريش گرد هم آمدند با يك ديگر پيمان و ميثاق بستند و گفتند از راى خود برنگرديم تا پيامبر و يارانش و فرزندان عبد المطّلب را نكشيم بعد با سلاحهاى مدرن بما رو آوردند در مدينه بر ما فرود آمدند صد در صد خود را پيروز ميدانستند و اطمينان پيروزى بخود ميدادند.
جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و او را از نقشههاى قريش آگاه كرد رسول خدا و مهاجران و انصار خندقى دور مدينه كندند سپس قريش از راه رسيدند و در برابر خندق ايستادند و ما را محاصره كردند در خود قدرت و نيرو ميديدند و در ما احساس ضعف و ناتوانى ميكردند ولى رسول خدا قريش را بسوى خدا دعوت ميكرد، آنان را بقرابت و رحم سوگند ميداد ولى نمىپذيرفتند بهمان طغيان و سركشى خود باقى بودند.
شجاع آن گروه قهرمان عرب عمرو بن عبد ودّ بود كه مانند شتر كف بر دهن آورده بود هى مبارز و هم آورد ميخواست و رجز ميخواند گاهى نيزهاش را بلند ميكرد و گاهى شمشيرش را به جنبش و حركت در مىآورد كسى جرأت هم آوردى او را نداشت و در پيكار با او طمع نميكرد،