عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٠ - با سلاح دعا ستمكار را مغلوب كرد
انفاس قدسيه و بركات وجودى آنان بهره بسيار بردم.
يكى از چهرههاى برجسته علمى، كه عمرى با قرآن مجيد و روايات سر و كار داشت و بسيار اهل حال بود و از نفسى پاك و سازنده بهره داشت، مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسن بهارى فرزند مرجع مجاهد آيت الله العظمى حاج شيخ محمد باقر بهارى بود.
من در اولين ديدار مشتاق و عاشق او شدم و در همه سفرهاى تبليغىام به همدان خدمت آن مرد بزرگ كه در آن شهر در ميان مردم چهرهاى ناشناخته بود براى بهره بردن معنوى زانوى شاگردى به زمين زدم. و هنگامى كه خبر فوتش را شنيدم، چون سرمايهدارى كه همه سرمايهاش را از دست داده باشد، متأثر و ناراحت شدم.
در يكى از روزهايى كه خدمت آن عارف عاشق بودم داستانى را از زندگى خود به اين شرح براى من بيان كرد:
به اشاره و خواست پير استعمار و گرگ خونخوار يعنى حكومت انگليس بىسوادى قلدر، ستمگرى نابكار، كافرى لجوج به نام رضا خان مير پنج كه پس از مدتى به رضا شاه پهلوى معروف شد زمام حكومت ايران را به دست گرفت.
او از هيچ ستم و ظلمى به مردم امتناع نداشت. بسيارى از اموال و املاك مردم را به زور از دست آنان گرفت، با مجالس مذهبى مخالفت ورزيد، با عالمان دينى هم چون بنى اميه برخورد كرد، و پرده حجاب را- كه از ضروريات دين است به اشاره ارباب كافرش انگليس- دريد، و جوانان مردم را براى حفظ حكومت ظالمانهاش به اجبار به سربازخانه گسيل داشت.
من كه از يك خانواده برجسته روحانى بودم و سنين جوانى را مىگذراندم، از اين كه به سربازخانه بروم و دستيار حكومت ظلم باشم بسيار در ترس و وحشت بودم.