عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦ - ادب حر بن يزيد رياحى
به خدا شرك نورز، زيرا شرك بدون ترديد ستمى عظيم است.
آرى، پيروى از طاغوت و خدمت به ستمگران و متابعت از فرهنگهاى ضد خدا و فرود آمدن سر تواضع در برابر فرعونها و نمرودها و شدادها و احزابى چون حزب اموى و عباسى و امثال آنان در هر عصر و زمانى شرك است.
شرك كه از مصاديق باارزش اطاعت از بتهاى جاندار و سردمداران كفر و متوليان بت خانه و بتهاست گناهى خطرناك و مهلك است كه آلوده به آن در صورتى كه موفق به توبه نشود براى ابد محروم از رحمت و مغفرت حق خواهد بود.
قرآن در اين زمينه مىفرمايد:
«و من يشرك بالله فقد ضل ضلالا بعيدا»[١].
و كسى كه به خدا شرك ورزد بىترديد به گمراهى دور و درازى دچار شده است.
«إنه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة»[٢].
بىترديد كسى كه به خدا شرك ورزد خدا بهشت را بر او حرام مىكند.
«إن الله لا يغفر أن يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء»[٣].
يقينا خدا شرك را مورد آمرزش قرار نمىدهد و غير آن را براى هر كه بخواهد مىآمرزد.
پيامبر به عبدالله بن مسعود فرمود:
إياك أن تشرك بالله طرفة عين، وإن نشرت بالمنشار، أو قطعت، أو صلبت، أو احترقت بالنار[٤].
[١] - نساء: ١١٦.
[٢] - مائده: ٧٢.
[٣] - نساء: ٤٨.
[٤] - مكارم الأخلاق: ٤٥٦، الفصل الرابع؛ بحار الانوار: ٧٤/ ١٠٩، باب ٥، حديث ١.