عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١١ - دعايى عجيب كنار خانه حق
شتافته و با ديدن مقدمات و آثار عذاب، يقين به آمدن عذاب و نابودى و هلاكت خود پيدا كردند با هدايت عالمى دلسوز، دانستند كه تنها راه علاج، بردن عجز و انكسار و اعتذار و عذرخواهى و تضرع و زارى و اقرار و اعتراف به گناه به پيشگاه خداى مهربان و آمرزنده گنهكاران است. با چنان حالى، بزرگ و كوچك، خرد و كلان، پير و جوان، مرد و زن با پوشيدن جامه كهنه و با پاى برهنه روى به بيابان گذاشتند.
مردان يك طرف و زنان طرفى ديگر و كودكان شيرخوار جداى از آغوش مادران در گوشهاى از بيابان، همه با هم به ناله و زارى و توبه و انابه پرداختند، حتى حيوانات هم بانگ ناله سر دادند، شهادت به وحدانيت به زبان جارى ساختند، راز و نياز دلسوزانه و عاشقانه به ميان آوردند، توبه و پشيمانى نشان دادند، از شرك و عصيان بازگشتند و گروهى عرضه داشتند، پروردگارا! يونس گفته بود كه بندگان و بردگان را آزاد كنيد تا مستحق پاداش شويد و گفته بود هرجا درمانده و بيچارهاى ديديد به فرياد او برسيد، هماكنون ما بندگان درمانده و بيچاره توايم، جز تو فريادرسى نداريم، به فرياد ما برس.
چون راز و نياز و مناجات و سوز گدازشان به پيشگاه كريم مهربان پذيرفته شد، برات نجاتشان در رسيد و ابر عذاب و سحاب صاعقهبار از بالاى سرشان برفت و ابر رحمت و لطف پديد آمد و همه با توبه قبول شده خوش و خرم به شهر بازگشتند و به كار و كوشش طبيعى خود مشغول شدند.
در هر صورت روى آوردن به جانب حضرت حق و اعلام تقصير و ورشكستگى و عذرخواهى و ندامت و طلب گذشت و مغفرت و اقرار و اعتراف به گناه، از عناصر حقيقى توبه و از عوامل آمرزش و مغفرت و جلب رحمت و لطف حضرت محبوب است.