عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٤ - تواضع شگفتآور پيامبر
سليمان كه قلب پاكش مملو از مهربانى و محبت و لطف و عنايت به زيردستان بود، شرايط مور را متواضعانه پذيرفت و مور هم از سليمان درگذشت[١].
|
بزرگان نكردند در خود نگاه |
خدا بينى از خويشتنبين مخواه |
|
|
بزرگى به ناموس و گفتار نيست |
بلندى به دعوى و پندار نيست |
|
|
تواضع سر رفعت افرازدت |
تكبر به خاك اندر اندازدت |
|
|
به گردن فتد سركش تندخوى |
بلنديت بايد بلندى مجوى |
|
|
زمغرور دنيا ره دين مجوى |
خدا بينى از خويشتنبين مجوى[٢] |
|
تواضع شگفتآور پيامبر ٦
امام صادق ٧ مىفرمايد: مردى بيابانى نزد پيامبر اسلام آمد و گفت: اى پيامبر خدا! با اين ناقهات با من مسابقه مىدهى؟ حضرت با او مسابقه داد و مرد بيابانى مسابقه را برد. پيامبر به او فرمود: شما شتر مرا بالا برديد، خدا دوست داشت كه آن را پايين بياورد، كوهها در برابر كشتى نوح گردنكشى كردند و كوه جودى نهايت تواضع را از خود نشان داد، خدا هم كشتى نوح را بر آن فرود
[١] - قصص الانبياء ثعلبى: ٢٨٨.
[٢] - سعدى شيرازى، بوستان، حكايت بايزيد بسطامى