عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٩ - تغيير نام از دفتر تيره بختان به ديوان نيك بختان
محفوظ نگر تا نامش را كجا بينى.
جبرئيل نظر كرد نام عابد را مرقوم در دفتر تيرهبختان ديد، از نقشبندى قضا شگفتزده شد، عنان عزيمت از ديدار وى باز كشيد و گفت: الهى! كسى را در برابر حكم تو طاقت نيست و مشاهده اين شگفتىها را قوت و نيرو نمىباشد.
خطاب رسيد: چون آرزوى ديدن وى را داشتى و مدتى بود كه دانه اين هوس در مزرعه دل مىكاشتى اكنون به ديدار او برو و از آنچه ديدى وى را آگاه كن.
جبرئيل در صومعه عابد فرود آمد، او را با تنى ضعيف و بدنى نحيف ديد، دل از شعله شوق سوخته و سينه از آتش محبت افروخته، گاهى قنديلوار پيش محراب طاعت سوزناك ايستاده و زمانى سجادوار از روى فروتنى به خاك تضرع و زارى افتاده.
جبرئيل بر وى سلام كرد و گفت: اى عابد! خود را به زحمت مينداز، كه نام تو در لوح محفوظ داخل صحيفه تيرهبختان است.
عابد پس از شنيدن اين خبر چون گلبرگ تازه كه از وزش نسيم سحرى شكفته شود، لب خندان كرد و چون بلبل خوشنوا كه در مشاهده گل رعنا نغمه شادى سرايد زبان به گفتن «الحمد لله» به حركت آورد.
جبرئيل گفت: اى پير فقير! با چنين خبر دلسوز و پيام غماندوز تو را ناله «انا لله» بايد كرد نعره «الحمد لله» ميزنى؟! تعزيت و تسليت روزگار خود مىبايد داشت، نشانه تهنيت و مسرت اظهار مىكنى!!
پير گفت: از اين سخن درگذر كه من بندهام و او مولا، بنده را با خواهش مولا خواهشى نباشد و در پيش ارادت او ارادتى نماند، هرچه خواهد كند، زمام اختيار در قبضه قدرت اوست، هرجا خواهد ببرد، عنان اقتدار در كف مشيت اوست هرچه خواهد كند، «الحمد لله» اگر او را براى رفتن به بهشت نمىشايم، بارى براى هيمه دوزخ به كار آيم!