عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦ - بازگشت فرزند هارون الرشيد به حق
باران رحمت و مغفرتت را بر ما بباران تا گناهان و آلودگىها را از پرونده ما بشويد و ما را از سنگينى معاصى و وزر و وبالش نجات دهد و گياه نشاط معنوى و نهال عبادت و بندگى را در سرزمين وجود ما بروياند، كه ما به اميد كرم تو به اين درگاه آمدهايم و روى عذرخواهى به خاك آستانهات گذاشتهايم و دست گدايى و حاجت به سويت برداشتهايم و يقين داريم كه با كرم و لطفت از ما درخواهى گذشت.
بازگشت فرزند هارون الرشيد به حق
صاحب كتاب «ابواب الجنان»، و همچنين واعظ سبزوارى در كتاب «جامع النورين»، (ص ٣١٧) و آيت الله نهاوندى در «خزينة الجواهر» (ص ٢٩١) نقل مىكند: هارون را پسرى بود به زيور صلاح آراسته، و گوهر پاكش از صلب آن ناپاك چون مرواريد، از آب تلخ و شور برخاسته، فيض مجالست زهاد و عباد آن عصر را دريافته بود و از تأثير صحبت ايشان روى دل از خواهش زخارف دنيوى برتافته، طريقه پدر و آرزوى سرير و افسر را ترك گفته و خانه دل را به جاروب آگاهى از خس و خاشاك انديشه پادشاهى پاك نموده، از جامههاى غير كرباس و شال نپوشيدى، و خون رغبتش با رنگ اطلس و ديباى دنيا نجوشيدى، مرغ دلش از دامگاه علايق جسته، بر شاخهاى بلندى حقيقت آشيان گرفته و ديده از تماشاى صورت ظاهر دنيا بسته بود.
پيوسته به گورستانها رفته و به نظر عبرت نگريستى، و بر آن گلزار اعتبار مانند ابر بهار زار زار مىگريستى!
روزى وزير هارون در مجلس بود، در آن اثنا آن پسر كه نامش قاسم بود و لقبش مؤتمن آمد بگذرد، جعفر برمكى خنديد، هارون از سبب خنده پرسيد، پاسخ داد، بر احوال اين پسر مىخندم كه تو را رسوا نموده، اى كاش اين پسر به