عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩ - اخلاص بنا كننده مسجد گوهرشاد
رود، بزرگوارى و عطوفت احمد مانع شد كه دزد با دست خالى از خانه بيرون رود، ندا داد: اى دزد! راضى نيستم با دست خالى از خانهام بيرون روى! دلوى از آب چاه برگير و غسل توبه كن، سپس وضو بساز و مشغول نماز و توبه و استغفار شو، شايد وسيلهاى فراهم گردد كه با دست خالى از خانه من نروى. چون افق روشن صبح دميد، بزرگى صد اشرفى به عنوان هديه نزد شيخ آورد، شيخ آن صد اشرفى را به دزد داد و گفت: اين پاداش ظاهرى يك شب عبادت و اخلاص توست. دزد را حالتى دست داد كه از همه گناهان توبه كرد و روى به خدا كرد.
|
بر زمين افتاد بىكبر و منى |
توبه كرد از دزدى وز رهزنى |
|
|
شيخ را گفتا كه من دزدى سقط |
كرده بودم از جهالت ره غلط |
|
|
يك زمان از بهر حق بشتافتم |
آنچه در عمرى نديدم يافتم |
|
|
يك شبى كز بهر او كردم نماز |
رستم از دزدى و گشتم بىنياز |
|
|
گر به روز و شب كنم كار خدا |
نيك بختى يابم اندر دو سرا |
|
|
تا بدانى تو كه اندر دو جهان |
نيست كس را با خدا هرگز زيان[١] |
|
اخلاص بنا كننده مسجد گوهرشاد
اين مسجد در زمان شاهرخ ميرزا به وسيله زنى باكرامت كنار حرم حضرت امام رضا ٧ ساخته شد. شبانه روز چند هزار نفر در آن نماز واجب و مستحب مىخوانند و صدها نفر از مواعظ و سخنرانىهايى كه عالمان ربانى ايراد مىكنند استفاده مىنمايند، و دهها نفر كنار كرسى فقه و اصول و تفسير علماى بزرگ بهرهها مىبرند و ميليونها نفر به هنگام ازدحام زائران رو به حرم حضرت رضا در آن مكان شريف زيارت مىخوانند و اين همه حكايت از اخلاص سازنده آن دارد؛ زيرا اگر اخلاص او نبود اين همه سود معنوى از آن چشمه زلال ملكوتى جارى نمىشد.
[١] - نفحات الليل: ٢٣٢.