عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٩ - زن نمونه
بسيار خوشى بود.
زن جوان و قدرتمند، در چنان حال و هوايى از طريق پيامبر الهى موسى بن عمران صداى حق و نداى حقيقت را شنيد، باطل بودن فرهنگ و عمل شوهرش براى او روشن گشت و نور حق و حقيقت بر قلبش تابيد.
با اينكه مىدانست پذيرفتن حق ممكن است به قيمت از دست دادن تمام خوشىها، قدرت و مقام، منصب ملكه بودن و حتى نابودى جانش تمام شود، ولى حق را پذيرفت، به آيين پاك الهى ايمان آورد و تسليم خداوند مهربان شد، و در مقام توبه و عمل صالح براى آبادى آخرتش برآمد.
توبه او توبه آسانى نبود، به خاطر توبه مىبايست تمام شئون خود را واگذارد و تن به قبول سرزنشها و شكنجههاى فرعون و مأمورانش بدهد، با اين همه در عرصهگاه توبه و ايمان و عمل صالح و هدايت درآمد.
توبه او براى فرعون و دربارش گران آمد، زيرا در شهر شهرت پيدا كرد كه همسر فرعون، ملكه مملكت، دست از آيين فرعونى برداشته و به مذهب كليم اللهى درآمده. باز گرداندن او با تبليغ و تشويق و تهديد فرعون و درباريانش ميسر نشد، او حق را با قلب روشن خود و عقل فعالش يافته بود و پوكى و پوچى باطل را درك كرده بود و نمىتوانست حق و حقيقت يافته را از دست بدهد و به باطل پوچ و پوك باز گردد.
آرى، چگونه مىتوانست خدا را با فرعون، حق را با باطل، نور را با ظلمت، درستى را با نادرستى، دنيا را با آخرت، بهشت را با دوزخ، سعادت را با شقاوت معامله كند؟!
آسيه بر ايمان و توبه و انابهاش اصرار داشت، و فرعون با باز گرداندنش به باطل پافشارى مىكرد.
فرعون در مبارزه با آسيه طرفى نبست، خشمگين شد، آتش غضبش شعلهور