عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٤ - توبه مرد نباش
آگاهى دارند.
«أولئك جزاؤهم مغفرة من ربهم و جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها و نعم أجر العاملين»[١].
پاداش عمل ايشان مغفرت و بهشتهايى است كه از زير درختان آنها نهرها جارى است، در آن بهشتها جاويد و ابدى هستند، و چه نيكوست پاداش عمل كنندگان به برنامههاى الهى.
پس از نزول اين دو آيه پيامبر بيرون آمدند و در حالى كه لبخند به لب داشتند دو آيه را مىخواندند و مىفرمودند: چه كسى مرا به آن جوان تائب مىرساند؟
معاذ بن جبل گفت: يا رسول الله! به ما خبر رسيده كه اين جوان در كوههاى بيرون مدينه است، رسول خدا با اصحابش تا كنار كوه رفتند، چون از او خبرى نيافتند، به طلب او به بالاى كوه صعود نمودند، او را بين دو سنگ ديدند، دو دستش را به گردن بسته، رويش از شدت تابش آفتاب سياه شده، پلك چشمش از كثرت گريه افتاده و مىگويد: آقاى من! خلقت مرا نيكو قرار دادى، صورتم را زيبا ساختى، نمىدانم نسبت به من چه ارادهاى دارى، آيا مرا در آتش جهنم مىسوزانى يا در جوار رحمتت جاى مىدهى؟
پروردگارا! خداوندا! احسان تو به من بسيار رسيده، بر اين عبد ناچيز نعمت عنايت كردى، نمىدانم عاقبت كارم به كجا مىرسد، به بهشت هدايتم مىكنى يا به جهنم مىبرى؟
خداوندا! گناهم از آسمانها و زمين، و از كرسى وسيع و عرش عظيمت بزرگتر است، نمىدانم گناهم را مىبخشى يا در قيامت به رسوايى و ننگم مىبرى؟ دايم مىگفت و گريه مىكرد و خاك بر سر مىريخت، حيوانات دورش را گرفته بودند، طيور بالاى سرش صف كشيده بودند و به گريهاش مىگريستند. رسول
[١] - آل عمران: ١٣٦.