عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٣ - توبه مرد نباش
به اين صورت وارد محشر شوم، واى بر تو از آتش جهنم!
پيامبر فرياد زدند: از من دور شو اى فاسق، مىترسم به آتش تو بسوزم! چه اندازه به آتش جهنم نزديكى؟!
از مسجد بيرون آمد، زاد و توشهاى تهيه كرد، به جانب كوههاى بيرون شهر رفت، در حالى كه لباسى خشن به تن داشت و دو دست خود را به گردن بسته بود، فرياد مىكرد: خداوندا! اين بنده تو بهلول است، دست بسته در برابر تو قرار دارد. پروردگارا! تو مرا مىشناسى، خطايم را مىدانى، من امروز از كاروان نادمان هستم، براى توبه نزد پيامبرت رفتم ولى مرا از خود راند و به ترس و وحشتم افزود، تو را به اسم و جلال و بزرگى سلطنتت قسم مىدهم كه نااميدم مفرما، اى آقاى من! دعايم را نابود مكن، از رحمتت مرا مأيوس منما. مناجات و دعا و گريه و زارى او چهل شبانهروز طول كشيد، درندگان و وحوش بيابان به گريهاش گريستند! چون به پايان چهل شبانهروز رسيد، دو دستش را به جانب حق برداشت و عرضه داشت: الهى! اگر دعايم را مستجاب و گناهم را بخشيدهاى به پيامبرت خبر ده، اگر دعايم را مستجاب نكردهاى و گناهم را نبخشيدهاى و قصد عقوبت مرا دارى، آتشى بفرست تا مرا بسوزاند، يا به عقوبتى مبتلايم كن تا هلاكم گرداند، در هر صورت مرا از رسوايى روز قيامت خلاص كن.
در اين هنگام اين آيه نازل شد:
«و الذين إذا فعلوا فاحشة أو ظلموا أنفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب إلا الله و لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون»[١].
و كسانى كه هرگاه كار بدى از ايشان سر زند يا ستمى بر نفس خود كنند، خدا را به ياد آرند و براى گناهانشان درخواست مغفرت كنند، و كسى گناه بندگان را جز خدا نيامرزد، و اصرار به آنچه كه انجام دادند نورزند و حال اينكه به زشتى معصيت
[١] - آل عمران: ١٣٥.