عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٨ - توبه دو برادر در آخرين ساعات عاشورا
الهى ان اختلاف تدبيرك وسرعة طواء مقاديرك منعا عبادك العارفين بك عن السكون الى عطاء، واليأس منك فى بلاء[١].
خداوندا! اختلاف تدبيرت، و شتاب و سرعت درهم پيچيدن تقديراتت، بندگان عارف به تو را از آرامش به عطاى موجود و از نوميدى از تو در بلاها باز مىدارد.
بدن كه سايهاى است از روح، حجابى است بر فكر كه رخسار آن را پوشيده، و فكر نيز حجابى است كه غريزه عقل را در پشت خود نهفته، و غريزه عقل نيز حجابى است بر روان كه چهره آن را پوشيده داشته، و نهفتهتر از همه نهفتهها سرى است در ذات انسان كه در پشت پرده روان نهفته است، هيچ قوه علميه به آنجا نافذ نيست و به كشف آن قادر نه، اين نهفتههاى پشت پرده هريك به قوهاى مكشوف مىگردند، نهفته نخستين را كه فكر است قوه هوش مىبايد، مردم هشيار فكر را قرائت مىكنند، از پشت پرده قيافه و لهجه و خط، فكر را مىخوانند.
و عقل پنهان را نور فراست و ايمان كه قوهاى است فوق كاشف اول درمىيابد، و مقام روح و روان را نور نبوت كه بالاتر و برتر و نافذتر از همه است تواند يافت ولى از سر روان احدى را خبر نيست، آنجا شعاع مخصوص ربوبى است و آن ناحيه ارتباط ذات موجود است با مقام كبريايى غيب الغيوب، در آنجا هيچ واسطهاى بين لطف ايزد با خلق او نيست، هركس خود رابطه مخصوص با پروردگار خود دارد، اين رابطه را با كس مكشوف نكرده تا وجوب تبليغ و حكم آن هميشه ثابت و تأثير آن همواره مترقب باشد.
هاديان را همواره در هر حالى به اميدواريهاى تازه به تازه مىنوازد، به رشد و هدايت مردم تحريص مىكند، اسباب انقلاب و تحول را از بين اسباب مستور داشته، بلندى پايه خداشناسى وابسته به توكل و اميد و انتظار و روح اميد است،
[١] - قسمتى از دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء ٧.