شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٠ - مرتد شدن كاتب وحى به سبب آن كه پرتو وحى بر او زد آن آيت را پيش از پيغامبر
تصرف او را بپذيرد و در نتيجه اعتقاد او را در حق خود متزلزل سازد.
حال كه ديديم داستان عبد اللّه بن ابى سرح بر چنين بنيان بىبنيادى بنا شده است، بايد ديد چرا عبد اللّه بن ابى سرح مرتد شد و چرا وى يا ديگران چنين داستانى را ساختهاند؟
پدر عبد اللّه هيچ گاه از دل مسلمان نشد و پيوسته در زمره منافقان بود.
عبد اللّه برادر رضاعى عثمان بن عفان است يعنى مادر وى عثمان را شير داده است و به نظر مىرسد عبد اللّه بيشتر به هوا دارى عثمان خود را مسلمان خواند و به خاطر عثمان نيز هجرت كرد و نيز از آن جهت كه پيش بينى مىكرد دعوت محمد گسترش خواهد يافت و مكه تسليم خواهد شد. شايد بپرسيد براى او چه سودى داشت.
بايد دانست كه مادر عبد اللّه اشعرى است،[١] و اشعريان يمانىاند. چنان كه مىدانيم هم چشمى اشعرى و قيسى از سالها و بلكه قرنها پيش از ظهور اسلام موجب درگيرى اين دو دودمان بوده است. اشعريان در عربستان خوشبخت يعنى يمن به سر مىبردند و با كشاورزى و بهره بردارى از سرزمينهاى مستعد آن ناحيت زندگانى نسبتاً مرفّهى يافتند.
قيسيان كه خود را از فرزندان مضر بن نزار مىدانند در نواحى غربى جزيره يعنى سرزمين حجاز ساكن شدند كه از جهت استعداد كشاورزى به پايه عربستان خوشبخت نيست ولى طولى نكشيد كه شكست خود را از طريق بازرگانى جبران كردند و از يمانيان پيش افتادند. ليكن دشمنى يا هم چشمى بين اين دو دودمان همچنان باقى ماند. يمانيان قيسيان را خوار مىشمردند و قيسيان يمانيان را هم رتبه خود نمىدانستند. در شهر مكه قدرت در دست قيسيان بود و يمانيان را تحقير مىكردند. چنان كه گفتيم عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح از جانب مادر يمانى
[١] - الاصابه، ذيل ترجمه عبد الله بن سعد