شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٨ - اول كسى كه در مقابله نص قياس آورد ابليس بود
و قياسات خود را به كار نگيرد و اگر سخنى از وى آموخت به ظاهر آن بسنده نكند و نزد خويش به تأويل آن گفتار نپردازد و خيال باطل خود را حقيقت نداند و مپندارد كه با فرا گرفتن آن سخن به كمال رسيده است آن گاه دعوى رسيدن به حق كند.
سخنان ابدال را خاصه در ذوق و حال معنيهاى پوشيده است كه هر كس حقيقت آن را نداند، چون برخى از گفتههاى حلّاج و شبلى و ديگر بزرگان عرفا كه پيروان علوم ظاهرى و اهل قال به معنى آن نمىرسند:
|
اى برادر بر تو حكمت جاريه است |
آن ز ابدال است و بر تو عاريه است |
|
|
گر چه در خود خانه نورى يافته است |
آن ز همسايه منوّر تافته است |
|
|
شكر كن غرّه مشو بينى مكن |
گوش دار و هيچ خود بينى مكن |
|
٣٢٥٧- ٣٢٥٥/ ١
|
منطق الطّيرى به صوت آموختى |
صد قياس و صد هوس افروختى |
|
|
همچو آن رنجور دلها از تو خست |
كر به پندار اصابت گشته مست |
|
|
كاتب آن وحى ز آن آوازِ مرغ |
برده ظنّى كو بود انبازِ مرغ |
|
|
مرغ پرّى زد مر او را كور كرد |
نك فرو بردش به قعر مرگ و درد |
|
ب ٣٤١٣- ٣٤١٠ منطق الطير: گفتار پرندگان و اشارت است به سليمان (ع) كه در قرآن كريم از گفته او آمده است: «... وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ ...» (نمل، ١٦) و مقصود تقليدى است از آواز، بىفهم معنى آن. و در آن ايهامى است به منظومه مشهور عطّار.
قياس: رجوع كنيد به معنى آن ذيل بيتهاى پيش.
رنجور: بيمارى كه ياد او در بيتهاى پيش رفت و كر براى بيمار پرسى نزد او شد.
اصابت: رسيدن، به حقيقت رسيدن، حقيقت را دانستن.
كاتب وحى: عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح كه داستان آن گذشت.