شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥٧ - پرسيدن پيغامبر
(حجر، ٤٤). هر در از آن طبقهاى است، و هفت طبقه دوزخ، سقر، سعير، لَظى، حُطَمَه، جحيم، جهنّم، و هاوِيَه است:
|
باكش ز هفت دوزخ سوزان نى |
زهرا چو هست يار و مددكارش |
|
ناصر خسرو شمن: بت پرست.
وا مىشناسم: مىشناسانم.
زيد در پاسخ رسول ٦ گفت حقيقت براى من چنان روشن است كه بهشت و دوزخ را آشكارا مىبينم. و بهشتيان و دوزخيان را يكايك مىشناسم.
|
روز زادن روم و زنگ و هر گروه |
يَوْمَ تَبْيَضُّ وَ تَسْوَدُّ وجُوه |
|
|
پيش از اين هر چند جان پر عيب بود |
در رحم بود ز خلقان غيب بود |
|
|
الشَّقِىُّ مَن شَقِى فى بَطْنِ اْلُام |
مِنْ سِماتِ اللَّهِ يُعْرَفْ كُلُّهُم |
|
ب ٣٥١٣- ٣٥١١ يوم تبيض ...: مأخوذ است از قرآن كريم: «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ- روزى كه رويهايى سپيد گردد و رويهايى سياه، اما آنان كه رويهايشان سياه شد [بدانها گويند] پس از گرويدن كافر شديد؟ پس بچشيد عذاب را به سبب آن چه بدان كافر گشتيد» (آل عمران، ١٠٦).
غيب: نهان، غايب.
الشقى من شقى: مأخذ اين حديث را مرحوم فروزانفر از طرق عامه آورده است (احاديث مثنوى، ص ٣٥) و از طريق خاصه نيز بدين مضمون روايت شده است از جمله در اصول كافى، از امام صادق (ع): «إنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّعادَةَ وَ الشَّقاوَةَ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقُ خَلْقَهُ فَمَنْ خَلْقَهُ اللَّهُ سَعيداً لَمْ يُبْغِضْهُ أَبَداً وَ انْ عَمِلَ شَراً ابْغَضَ عَمَلَه وَ لَمْ