شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٩٨
گبز: سطبر، قوى، درشت.
اين چند بيت بيان دارنده دگرگونى است كه براى مولانا رخ داده است.
موجب اين دگرگونى چه بوده؟ چنان كه بعض شارحان نوشتهاند تأثير او از افسردگى حسام الدين چلبى است و افسردگى حسام الدين به خاطر مردن زن وى.
ليكن خوردن لقمه و حجاب گرديدن آن چنان كه خواهم نوشت در بيتهاى ديگر نيز آمده است. آن چه مسلم است هنگام سرودن اين بيتها تغيير حالتى در مولانا پديد شده است و موجب آن حادثهاى بوده است كه در ديده او بزرگ مىآمده و اثرى قابل توجه در وى نهاده است. نظير اين بيتها را باز در سرودههاى او مىبينيم:
|
دوش ديگر لون اين مىداد دست |
لقمه چندى در آمد ره ببست |
|
|
بهر لقمه گشته لقمانى گرو |
وقت لقمان است اى لقمه برو |
|
|
از براى لقمهاى اين خار خار |
از كف لقمان برون آريد خار |
|
١٩٦٢- ١٩٦٠/ ١ مىتوان گفت تعبيرى از قبض و بسط است كه عارفان را دست مىدهد. و احتمال آن چه بعض شارحان نوشتهاند هر چند دور نمىنمايد و در مقدمه دفتر دوم خود به افسردگى حسام الدين تصريح مىكند، ليكن ظاهر بيتها چندان با آن داستان سازگارى ندارد. اگر در داستان ركابدار و گفتگوى او با امير مؤمنان و پاسخهايى كه امام به پرسشهاى او داده دقت شود معلوم مىگردد كه در سراسر اين دفتر سخنى چنين صريح در باره وحدت فاعل نيامده، بلكه در سراسر ديوان اين مطلب پيچيده را با چنين صراحت بيان ننموده. چنين اظهار نظر نماينده حالت بسطى است كه بر وى دست داده، سپس از آن حالت در آمده است و افشاى آن حال را با چنين گفتهها ترك اولى ديده، و چنين اتفاقات براى خاصان خدا نيز رخ مىدهد چنان كه در جاى ديگر گويد:
|
چشم آدم چون به نور پاك ديد |
جان و سرّ نامها گشتش پديد |
|