شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٠ - صفت توحيد
اصلاب: جمع صلب، در لغت به معنى استخوانهاى پشت دوش تا بالاى نشيمنگاه، ليكن در اينجا مقصود قرارگاه نطفه است.
امَّهات: جمع امّهة امّ: مادر.
نبات: در لغت به معنى رستنى و در اينجا كنايت از فرزند است.
خاكدان: زمين.
آن سوى اجل: عالم پس از مرگ.
پاكباز: زاهد. كنايه از تارك دنيا. آن كه آن چه داشته نثار معشوق كرده.
اين بيتها تفسير بيت ٣٠٧١ است كه خدا را هر روز بلكه هر لحظه شأنى است و بيان حالتهاى سهگانه جانداران و بخصوص انسان است. دستهاى از صلب پدر به رحم مادر در مىآيند و دستهاى از رحم مادر مىزايند و دستهاى مىميرند و به جهان ديگر مىروند، و مأخذ آن حديث: «لِلّهِ تَعَالى كُلَّ لَحْظَةٍ ثَلاثَةُ عَسَاكِرَ ...» است. (رك: احاديث مثنوى، ص ٣٢).
صفت توحيد
|
گفت يارش كاندر آ اى جمله من |
نى مخالف چون گُل و خارِ چمن |
|
|
رشته يكتا شد غلط كم شو كنون |
گر دو تا بينى حروف كاف و نون |
|
|
كاف و نون همچون كمند آمد جذوب |
تا كشاند مر عدم را در خُطوب |
|
ب ٣٠٧٩- ٣٠٧٧ جمله من: كه همه من شدهاى، كه خودى را رها كردهاى، كه خود را نمىبينى.
از سرى سَقَطى نقل است كه گفت: «محبت درست نيايد ميان دو كس، تا يكى ديگرى را نگويد يا من.» (ترجمه رساله قشيريه، ص ٥٦٤).
رشته يكتا شد: دويى به وحدت مبدّل گشت.
غلط كم شو: كمتر به راه غلط رو، خطا كم كن، و در نسخهاى «غلط كم كن» و در