شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٣١ - اول كسى كه در مقابله نص قياس آورد ابليس بود
ببرد، آن گاه بلرزيد و درون زمين زندانى گرديد. گفتند خدايا فرمان تو راست و اگر تو ما را امان ندهى در امان نخواهيم بود، اما با اين حال در حق خود گمان نيكو داشتند كه ما بندگان خوب خداييم مغرور شدند و به زمين فرود آمدند.
|
پس همىگفتند اى اركانيان |
بىخبر از پاكى روحانيان |
|
|
ما بر اين گردون تُتُقها مىتنيم |
بر زمين آييم و شادُروان زنيم |
|
|
عدل توزيم و عبادت آوريم |
باز هر شب سوى گردون بر پريم |
|
|
تا شود اعجوبه دور زمان |
تا نهيم اندر زمين امن و امان |
|
|
آن قياس حالِ گردون بر زمين |
راست نآيد فرق دارد در كمين |
|
ب ٣٤٢٥- ٣٤٢١ اركانيان: جمع اركانى منسوب به اركان. چهار ركن، چهار آخشيجان: خاك، آب، باد، و آتش كه مىپنداشتند اصل جسمهاست. و مقصود از اركانيان مردم زمينند.
روحانيان: فرشتگان آسمان.
تتق: پرده، پرده نازك.
تنيدن: بافتن.
شادُروان: سراپرده.
توزيدن توختن: اندوختن. گزاردن و در بيت مورد بحث اجرا كردن. فرهنگ نفيسى و به نقل از آن لغتنامه، گستردن را نيز از معنىهاى آن گرفته است و پيداست كه اين معنى از همين بيت يا شاهدى مانند آن استخراج شده.
كمين: نهان.
بيان حال هاروت و ماروت است كه بر زمينيان طعنه مىزدند كه ما در آسمان در پس پرده جلال كبريا تسبيح مىگوييم و چون به زمين آييم آيين عدل و داد مىنهيم. و بدين سان اعجوبه روزگار خواهيم بود. اما نمىدانستند كه اين قياس