شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٩ - تهديد كردن نوح(ع) مرقوم را كه با من مپيچيد كه من روى پوشم با خداى مىپيچد در ميان اين به حقيقت، اى مخذولان
|
همچو آن روبه كمِ اشكم كنيد |
پيش او روباه بازى كم كنيد |
|
ب ٣١٣٧ كَمِ چيزى كردن: كم چيزى گرفتن، به حساب نياوردن.
روباه بازى كردن: حيلهگرى: نيرنگ كردن:
|
مكن روباه بازى شير مردا |
خموشى پيشه كن كين ره عيان است |
|
(عطار، به نقل از لغت نامه) پيش او: چنان كه از ظاهر بيت پيداست، او مقصود خداست، چه در بيت بعد گويد:
|
جمله ما و من به پيش او نهيد |
مُلك مُلك اوست مُلك او را دهيد |
|
|
چون فقير آييد اندر راه راست |
شير و صيد شير خود آن شماست |
|
ب ٣١٣٩- ٣١٣٨ و بعضى شارحان ضمير را به ولى كامل راجع كردهاند ليكن ظاهر است.
اگر شما خود را در پيشگاه خدا تهيدست ببينيد و راه رسيدن به او را پيش گيريد همه چيز از آن شما خواهد بود كه «مَنْ كانَ لِلّه كانَ اللَّهُ لَه» (احاديث مثنوى، ص ١٩).
|
ز آن كه او پاك است و سبحان وصف اوست |
بىنياز است او ز نغز و مغز و پوست |
|
|
هر شكار و هر كراماتى كه هست |
از براى بندگان آن شه است |
|
ب ٣١٤١- ٣١٤٠ سُبْحان: (در تداول فارسى زبانان) پاك منزّه، (و در عربى جمله فعليهى دعائيه يا تنزيهيّه است) پاكى خداى راست.
نغز: اين كلمه چند بار در مثنوى به كار رفته است و همه جا به معنى وصفى است، مثلًا: خوب، زيبا، و مانند اين معنيها، ليكن در اينجا به معنى اسمى و يا حاصل