شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٣٩ - در بيان آن كه حال خود و مستى خود پنهان بايد داشت از جاهلان
مىنمايد.
|
علمهاى اهلِ دل حماّلشان |
علمهاى اهلِ تن احمالشان |
|
|
علم چون بر دل زند يارى شود |
علم چون بر تن زند بارى شود |
|
|
گفت ايزد «يَحْمِلُ أسْفارَهُ» |
بار باشد علم كآن نبْود ز هو |
|
|
علم كآن نبود ز هو بىواسطه |
آن نپايد همچو رنگ ماشطه |
|
ب ٣٤٤٩- ٣٤٤٦ أحمال: جمع حِملْ: بار.
يحمل اسفاره: بر مىدارد كتابها را. مأخوذ است از قرآن كريم «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ...- مثل آنان كه تورات را بر [عهده] آنان نهادهاند، پس آن را نتوانند برد مانند خر است كه كتابهايى بر دارد ...» (جمعه، ٥).
هو: اشارت است به پروردگار.
ماشطه: صفت فاعلى است از مشط، آرايشگر.
كسانى كه علمهاى ظاهرى را فرا مىگيرند بر خلاف كسانى هستند كه به علم حقيقى رسيدهاند. و علم اينان راهبر ايشان است و علم ظاهر بينان بارى است بر دوششان. علم حقيقى بايد از جانب خدا بر دل متعلم اضافه شود و علم ظاهرى همچون آرايشى است كه آرايشگر بر چهره و موى عروس مىدهد كه با شستنى و يا شانه كردن از ميان مىرود. آنان كه علمهاى ظاهرى را فرا مىگيرند، همانند فرا گيرندگان علم حقيقى نيستند. آنان كه اهل دلند و علم حقيقى و باطنى را فرا گرفتهاند وسيلتى براى رسيدن به خدا به دست آوردهاند لاجرم آن علم آنان را چون مركبى است كه به منزلشان رساند، ليكن فرا گيرندگان علم ظاهرى چيزى را اندوختهاند تا بدان دكان خود را بيارايند. آن علم نه تنها آنان را به مقصد