شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٨٥ - بيان آن كه فتح طلبيدن پيغامبر
بيان آن كه فتح طلبيدن پيغامبر ٦ مكّه را و غير مكّه را جهت دوستى ملك دنيا نبود چون فرموده است كه الدُّنيا جِيفةٌ بلكه به امر بود
|
جهد پيغمبر به فتح مكه هم |
كى بود در حبّ دنيا متَّهم |
|
|
آن كه او از مخزن هفت آسمان |
چشم و دل بر بست روز امتحان |
|
|
از پى نظّاره او حور و جان |
پر شده آفاق هر هفت آسمان |
|
|
خويشتن آراسته از بهر او |
خود و را پرواى غير دوست كو |
|
|
آن چنان پر گشته از اجلال حق |
كه در او هم ره نيابد آل حق |
|
|
لا يَسَعْ فينا نَبىٌّ مُرْسَلُ |
و الْمَلَكْ و الرُّوحُ أَيْضاً فَاعْقِلُوا |
|
|
گفت ما زاغيم همچون زاغ نى |
مست صبّاغيم مست باغ نى |
|
ب ٣٩٥٤- ٣٩٤٨ مأخذ اين گفته را مرحوم فروزانفر آمدن رضوان خازن بهشت نوشتهاند كه كليدهاى گنجهاى دنيا را براى رسول ٦ آورد (مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، ص ٣٩- ٤٠). ولى ممكن است مأخذ آن گفته پيغمبر ٦ هنگام تقسيم غنيمتهاى حنين باشد كه فرمود: «از فىء شما مويى بر نمىدارم جز پنج يك كه آن هم به شما بر مىگردد (تاريخ طبرى، حوادث سال هشتم، جنگ حنين).
جهد: كوشش.