شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٨٦ - بيان آن كه فتح طلبيدن پيغامبر
فتح مكه: در سال هشتم هجرت رخ داد.
متهم: تهمت زده شده، تهمت نهاده.
مخزن: در لغت گنجينه و در اين بيت استعارت از نعمتهاست.
روز امتحان: ظاهراً مقصود سخنى است كه رسول ٦ در روزهاى آخر زندگى بر منبر فرمود كه «بندهاى را خدا ميان گزيدن دنيا و آخرت مخير كرد و او آخرت را گزيد» (رك: وقايع اين روزها در ابن اثير و ديگر تاريخها) و همچنين ممكن است اشارت بدين داستان باشد كه چون شب معراج ندايى از چپ و راست شنيد توجهى نكرد. و نيز دنيا خود را به صورت زنى با همه زيورهايش بدو نماياند و پيغمبر ٦ اعتنايى نفرمود (بحار الانوار، ج ١٨، ص ٣١٩- ٣٢٠) ولى به قرينه بيت بعد ظاهراً فرمودهى او در روزهاى بيمارى مقصود است.
و را: او را.
اجلال: بزرگى.
آل حق: پيمبران.
لا يسع: نمىگنجد. مأخوذ است از «لى مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لا يَسَعُنى فيهِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نبىٌّ مُرسلٌ-» مرا با خدا وقتى ست كه در آن با من نمىگنجد هيچ ملك مقرب و يا پيغمبر فرستاده» ظاهراً از منقولات متصوفه است چنان كه مرحوم فروزانفر در احاديث مثنوى (ص ٣٩) آورده است، و مقصود صوفيان از استناد بدان مقام استغراق يا محو و فناى در حضرت حق است. (رك: گلستان، ص ٣٢٩).
روح: چنان كه در حديث منقول ديده مىشود لفظ روح در آن نيست و مولانا آن را با توجه به آيه «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ ...» (قدر، ٤) براى رعايت وزن آورده است و در جاى ديگر گويد:
|
تَعْرُجُ الرّوحُ إليه وَ المَلَك |
مِنْ عُروجِ الرّوحَ يَهْتَزُّ الفَلَك |
|
٣٤٤٠/ ١