شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٠ - تعجب كردن آدم(ع) از ضلالت ابليس و عجب آوردن
«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» (آل عمران، ٨) سوء القضاء: سر نوشت بد كه در علم الهى براى بنده است و قضاى الهى قابل تغيير است به خلاف قدر.
رضا: مصدر مبنى براى فاعل است: راضى.
اخوان رضا: برادران كه خشنودند و راضى به قضاى الهى.
پيچا پيچ: سر گشتگى، دشوارى:
|
تا بدانى كه وقت پيچا پيچ |
هيچ كس مر تو را نباشد خويش |
|
سنايى رخت: رخت نخست به معنى كردار است و رخت دوم به معنى زاد و توشه است.
راه زن: در لغت به معنى دزد و در اينجا به معنى گمراه كننده، از ميان برنده.
جامه كن: جامه بر، دزد.
دست پاى را خوردن: دست كنايه از عملهاى نادرست. پاى كنايه از رفتن در راه رضاى حق، يعنى مانع از رفتن در راه رضاى خدا.
مضمون اين بيتها نيز تأكيد مطلب پيشين است آدمى هر لحظه در معرض گرفتارى در دام شيطان و فريب اوست. پس پيوسته بايد به ياد خدا بود و از او يارى خواست. عبادتها نيز ممكن است به جاى پاداش آوردن موجب دورى از حق شود و آن هنگامى است كه عبادت كننده طاعت خود را خاص پروردگار نسازد و آن را با ريا و خود بينى بياميزد و سرانجام اين نكته را مكرر مىكند كه دور ماندن از خدا و يارى او، سر گشتگى و گمراهى خواهد آورد و اگر رحمت او يار ما نباشد جان به در نخواهيم برد كه كارهاى ما به زيان ما خواهد بود، و دست ما به غير آن چه بر ما حلال فرموده دراز مىشود. جسم ما دزد جان ماست و پرداختن به جسم موجب بيمارى جان خواهد گرديد.