شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٥٨ - گفتن پيغامبر
از آن اوست و تدبير به دست اوست. ديگر آن كه اگر آلتى را كه بدان كارى انجام داده (قاتل) به دست خود بشكند (قصاص كند) در آن سرّى است و آن آن كه به جاى شكسته نيكوترى را مىنهد. و توضيح بيشتر مطلب در بيتهاى زير است:
|
رمز نَنْسَخْ آيةً اوْ نُنْسِهَا |
نَأتِ خَيْراً در عَقِب مىدان مِها |
|
|
هر شريعت را كه او منسوخ كرد |
او گيا برد و عوض آورد وَرد |
|
|
شب كند منسوخ شغل روز را |
بين جمادى خِرد افروز را |
|
|
باز شب منسوخ شد از نور روز |
تا جمادى سوخت ز آن آتش فروز |
|
|
گر چه ظلمت آمد آن نوم و سبات |
نى درون ظلمت است آب حيات |
|
|
نى در آن ظلمت خردها تازه شد |
سكتهاى سرمايه آوازه شد |
|
|
كه ز ضدّها آيد پديد |
در سويدا نور دائم آفريد |
|
ب ٣٨٦٥- ٣٨٥٩ ننسخ آية: مأخوذ است از قرآن كريم «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- هر گاه نشانهاى (حكمى، آيهاى) از نشانهها را از ميان بريم بهتر از آن يا همانند آن را مىآوريم. آيا نمىدانى خدا بر هر چيز تواناست» (بقره، ١٠٦).
نسخ: در اصطلاح اصوليان برداشتن حكمى تثبيت شده است با مدلول آيهاى، حكم برداشته منسوخ، و حكم بردارنده ناسخ بود، و در تداول لغويان نسخ از ميان بردن است.
مها: مه: بزرگ، مهتر+ آ (پسوند ندا).
ورد: گل.
جمادى: جماد: بىجان، بىحركت+ ى (مصدرى)، و در اينجا تاريكى مقصود است.
نوم: خواب.
سُبات: آسايش و در آن اشارت است به آيه «وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً» (نبأ، ٩).