شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٧ - خدو انداختن خصم در روى امير المؤمنين على(ع) و انداختن على شمشير را از دست
تيغ حلم: اضافه مشبه به به مشبه، و وجه شبه در اين بيت مناسبت آن با بيتهاى گذشته است كه چون هماورد على (ع) بردبارى او را ديد اثر آن بروى از اثر شمشير كارگر تر افتاد.
آب علم: اضافه مشبه به به مشبه.
در استيعاب به سند خود از ابن عباس آورده است كه «به خدا نه دهم علم به على بن ابى طالب داده شد و در يك دهم آن شما را شريك او ساخت» (فى رحاب ائمة اهل البيت، ج ١، ص ٥٥). و نيز حديث حاكم در مستدرك كه پيمبر فرمود: «پس از من در آن چه امّتم خلاف كنند تو آن را آشكار مىكنى» (همان كتاب، ص ١٠٦).
آب مظهر علم و خاك مظهر جهل است، در اين بيت على (ع) مظهر اتم و اكمل انسان كامل و ولى مطلق الهى است ولى كامل واسطه فيض بين خدا و بندگان است.
بىشمشير كشتن: اشارت است بدان كه خدا چون خواهد، روح حيوانى را در تن بندهاى بكشد، و بدو حيات روحانى بخشد. على هم كه مظهر قدرت خداست، با حلم و بردبارى با دشمن خود چنين كرد.
هو: ضمير كه بدان از غايب مذكر تعبير كنند و در اصطلاح عرفا غيب مطلق است، پنهانى است كه مشاهده آن غير را درست نيايد (تعريفات).
صانع: سازنده.
آلت: ابزار.
جارِحَه: دست، اندام.
هِب: بخشنده.
رابحه: سود دهنده، سودمند.
در اين بيتها مولانا دنباله داستان را گرفته و از زبان خصم على (ع) اندكى از فضيلتهاى مولى امير مؤمنان را آشكار مىكند، كه اى على تو سراپا عقل و بصيرتى.