شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٥١ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
دولت: استعارت از لطف حق تعالى.
عون: يار.
جحود: انكار.
عنود: لجوج، ستيزهگر.
عصا: عصاى موسى كه بر زمين انداخت و اژدها بشد و آن چه جادوگران فراهم كرده بودند در كام فرو برد.
عصات: جمع عاصى: گناهكار.
در اين بيتها مولانا از زبان مولى على (ع) اين نكته باريك را شرح مىدهد كه گناهى كه پس آن توبت بود، از طاعتى كه خود بينى آرد و بنده را از معبود ببرد بهتر است. بسا قصد گناه كه پايان آن به طاعت كشيد آن چنان كه از ميان خار برگهاى گل دميد. آن گاه به داستان عمر اشارت مىكند كه براى كشتن رسول خدا از خانه برون رفت و در ميان راه شنيد كه خواهرش نيز مسلمان شده، پس به قصد كشتن خواهر به خانه او رفت و در آن جا با آيههاى قرآن آشنا شد و در اثر خواندن آن نور اسلام در دلش تافت و نزد رسول رفت و مسلمان گرديد (رك: تاريخ تحليلى اسلام، ص ٥٢). و نيز اشارت به سحر ساحران كه براى پيروزى بر موسى (ع) نزد فرعون گرد شدند و آن چه فراهم كرده بودند پيش چشم مردم نهادند.
اما چون معجزه موسى را ديدند دولت ايمان نصيب آنان شد و مسلمان گرديدند.
و اگر اين قصد از آنان سر نمىزد در پايان توفيق ايمان نصيبشان نمىگرديد. تو نيز همچون جادوگران فرعونى به قصد كشتن من آمدى، اما نور ايمان بر دلت تافت و مسلمان گرديدى.
|
نااميدى را خدا گردن زده است |
چون گناه و معصيت طاعت شده است |
|
|
چون مبدّل مىكند او سيئات |
طاعتىاش مىكند رَغْم وُشات |
|
|
زين شود مرجوم شيطان رجيم |
وز حسد او بطرقد گردد دو نيم |
|