شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤٩ - جواب گفتن امير المؤمنين كه سبب افكندن شمشير از دست چه بود در آن حالت
(يونس، ٩١). و گويد «اى دريغا بر آن چه كوتاهى كردم در كار خدا» (زمر، ٥٦).
آن گاه مىگويد آزاده كسى است كه در پى شيطان نرفته است گواه چنين آزاده را خدا مىپذيرد چنان كه رسول ٦ خود را بر بندگان گواه گرفت كه رسول از دنيا آزاد بود و دوستى آن را نپذيرفت چنان كه در وصف او چنين گويد: «از دنيا چندان نخورد كه دهان را پر كند و بدان ننگريست چندان كه گوشه چشم بدان افكند. تهيگاه او از همه مردم دنيا لاغرتر بود و شكم او از همه خالىتر. دنيا را بدو نشان دادند آن را نپذيرفت» (نهج البلاغه، خطبه ١٦٠).
|
چون كه حرّم خشم كى بندد مرا |
نيست اينجا جز صفات حق در آ |
|
|
اندر آ كآزاد كردت فضل حق |
ز آن كه رحمت داشت بر خشمش سبق |
|
|
اندر آ اكنون كه جَستى از خطر |
سنگ بودى كيميا كردت گهر |
|
|
رَستهاى از كفر و خارستان او |
چون گلى بشكفت به سروستان هو |
|
|
تو منى و من توام اى محتشم |
تو على بودى على را چون كشم |
|
ب ٣٨٢٩- ٣٨٢٥ بستن: غلبه كردن، مقهور ساختن.
در آ: فعل امر، داخل شو.
سبق: پيشى، پيش افتادگى.
رحمت بر خشم سبق داشتن: مأخوذ است از حديث معروف قدسى «سَبَقَتْ رَحْمَتِى غَضَبِى».
|
ز آن كه اين دمها چه گر نالايق است |
رحمت من بر غضب هم سابق است |
|
|
از پى اظهار اين سَبقْ اى ملك |
در تو بنهم داعيه اشكال و شك |
|
٢٦٧٣- ٢٦٧٢/ ٢