شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٠٤ - اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش و آميزى اهل دنيا خواستن و در فتنه افتادن
لَخت لَخت: پاره پاره.
نيش: به معنى بر آمدگى، سطبرى. ضخامت. و نيش دوم به معنى لبه، تيزى.
غَنَم: گوسفند.
انبوهى غنم: بسيارى گوسفندان:
|
گوسفندان گر برونند از حساب |
ز انبهيشان كى بترسد آن قصاب |
|
٤١٤٥/ ٣ صورت: هيئت، شكل.
دولابى: چون دولاب، گردان، چنان كه دولاب مىچرخد.
دولاب: چرخى كه بدان آب از چاه كشند.
مُشير: اشارت كننده، دستور دهنده.
عقلِ مشير: عقل مدبّر عالم. عقل فعّال كه به عقيده فيلسوفان قديم اسلام عقل فعّال حاكم بر جهان سفلى است.
اين بيتها نيز تأكيد مضمون همان معنى است كه تقرير گرديد. قدرتهاى جزئى همگى ناشى از قدرت كلّى است، و آن كه بر همه چيز تواناست پروردگار داناست پس برابر او خوار گرديد تا از عذابش رهيد. چون خوار گشتى بر تو رحمت آرد، سر كشيدى، بيخ و بنت بر آرد. چنان كه تيشه شاخهاى انبوه را مىبرد و از بريدن آن نهراسد، ليكن شاخ ضعيف را صدمهاى نرساند.
|
مَتَى عَصَفَتْ رِيحُ الوَلا قَصَفَتْ اخَا |
غَناءٍ وَ لَوْ بِالفَقْر هَبَّتْ لَرَبَّت |
|
(ديوان ابن فارض، ص ٦٤) (چون باد پيروزى بوزد آن را كه بر و بار دارد بر افكند و اگر بر مستمند وزد آن را به صلاح آرد).